بررسی قلمرو فقهی سیاست جنایی اسلام در بوته تطبیق با مدلهای سیاست جنایی دلماس مارتی
نویسندگان
1 استادیار ، گروه حقوق، واحدبیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران.
2 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی، گروه حقوق واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی ، بیرجند ایران
3 استادیارگروه حقوق واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی ، بیرجند ایران
doi
چکیده
به دلیل رعایت احکام الهی در سیاست جنایی اسلام وجه تمایزی بین سیاستجناییاسلام با مدلهای مرسوم سیاست جنایی دلماس مارتی وجود دارد که نمیتوان مؤلفههای سیاستجناییاسلامی را دریکی از مدلهای سیاست جنایی دلماس مارتی منطبق نمود، زیرا بر طبق فقه اسلامی، حدود مضمونی حقاللهی دارد و در هیچیک از مفاهیم بزه و انحراف نمیگنجد، یا در جنایات عمدی بر نفس و اعضاء، شارع مقدس، مجازات قصاص را در نظر گرفته است. همچنین دیات در سیاستجناییاسلام برای موارد عدم اجرای قصاص و ایراد جنایات غیرعمدی در نظر گرفته شده که ماهیت جبران خسارتی آن پررنگتر از ماهیتی، تحت عنوان مجازات است. درنهایت برای مابقی جرائم تعزیر در نظر گرفته شده است. این درحالی است که چنین مواردی را نمیتوان صرفاً تحت عنوان پاسخ دولتی فرض نمود زیرا نوع جرم و میزان مجازات آن از طریق شارع مقدس تعیین شده است و ملاحظه میشود در پاسخهای دولتی و جامعوی مدلهای مرسوم دلماس مارتی بههیچوجه صبغه الهی و معناگرایی فقه اسلامی وجود ندارد. پژوهش حاضر ازنظر نوع و هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی است و جمعآوری اطلاعات در آن از طریق بررسی اسنادی و فیشبرداری بوده است. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد به لحاظ تأثیر فقه اسلامی بر رفتار و افعال مسلمین و قرار گرفتن بسیاری از جرائم در دایره حدود و قصاص و دیات، درنتیجه نمیتوان مدل سیاستجناییاسلامی را منطبق بر مدلهای سیاست جنایی دلماس مارتی که فقط دو مؤلفه بزه و انحراف را با پاسخهای دولتی و جامعوی مدنظر قرارداده است، دانست.