بررسی رابطه بین بی¬تمدنی سازمانی و قصد جابه‌جایی کارکنان با نقش میانجی خستگی عاطفی کارکنان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران

2 استادیار، گروه مدیریت، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران

doi
https://doi.org/10.71837/jhce.2025.ncec-0469
چکیده

بی ­ تمدنی از سوی برخی کارکنان ضمن مخدوش کردن اعتبار و وجهه سازمان تأثیر منفی قابل‌توجهی بر عملکرد سازمان و هم­چنین روابط میان‌فردی و روحیه همکاری کارکنان بر جای می‌گذارد براین‌اساس پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بی تمدنی سازمانی و قصد جابه‌جایی کارکنان: نقش میانجی خستگی عاطفی کارکنان صورت گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر روش و ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان سازمان جهاد کشاورزی بجنورد بود. به علت محدود بودن جامعه، از روش سرشماری استفاده گردید. اطلاعات موردنیاز در بخش نظری از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و داده‌های موردنیاز در جهت آزمون فرضیه‌های تحقیق از طریق پرسش‌نامه استفاده گردید، بدین­صورت که برای سنجش پرسش‌نامه بی­تمدنی سازمانی بلاو و اندرسون (2005)، قصد جابه‌جایی کارکنان جانک و همکاران (2010)، خستگی عاطفی کارکنان ماسلج و جکسون (2009)، استفاده شد. پایایی پرسش‌نامه مذکور با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای بی­تمدنی سازمانی (95/0)، قصد جابه‌جایی کارکنان (85/0)و خستگی عاطفی کارکنان (91/0) به دست آمد و روایی محتوا و صوری پرسش‌نامه نیز مورد تأیید قرار گرفت. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS 24 و نرم‌افزار Amos 22 انجام پذیرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد بین بی­تمدنی سازمانی کارکنان و قصد جابه‌جایی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد و خستگی عاطفی کارکنان نقش میانجی‌گری دراین‌رابطه ایفا می‌کند.