کارکرد مؤلفههای زمانی در آغاز مجلد پنجم و ششم از تاریخ بیهقی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.30495/jhcin.2019.13924چکیده
متون تاریخی بهواسطه فرایند طرحریزی در بیان وقایع و حوادث بیشمار، درخور بررسیهای روایتشناختی اند. قواعد روایت به تاریخنویس این امکان را میدهد که از خلال توده ای از انبوه وقایع، دست به انتخاب و شرح بزند. از میان تمهیدات روایی، عنصر زمان جایگاهی ویژه دارد؛ چه زمان روایت در پیوندی عمیق با پی رنگ است. در این پژوهش، برای بررسی نوع کارکرد و چگونگی کاربست عنصر زمان در تاریخ بیهقی، عناصر زمانی مانند پسنگریها و پیشنگریها، حذفها و خلاصهگوییها، مکث توصیفی و جز اینها که در نظریه ژرار ژنت مطرح شده است، با نگاهی معناگرایانه بررسی شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که زمان روایی عمدهترین بهرهگیری بیهقی از عنصر زمان در تاریخ بیهقی است. در پرداخت این گونۀ زمانی، بهواسطه درونهگیریهای متعدد، ساختاری چندلایه ایجاد شده است؛ بهگونهای که میتوان گفت زمانمندی تاریخ بیهقی در سطحی معادل طرحمندی قرار گرفته است. از ویژگیهای بارز روایتگری بیهقی در این زمینه، استخراج کارکردهای معنایی از عناصر زمان روایی است و در این بخش، جهتگیریها و ارزشگذاریهای راوی نمایان است.