سَنجه فلسفی جهاد: فارابی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 بنیاد دایره المعارف اسلامی
3 استادیار گروه علوم سیاسی. دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30495/jhcin.2020.15550چکیده
فارابی در بسیاری از مقوله های سیاسی، از جمله جهاد اسلامی، آغازگر بحث نظام مندِ فلسفی بوده است. دیدگاه وی باید در دو سطح لفظی (حضور واژگانی جهاد در متن) و محتوایی (نسبت مفهوم جهاد با فلسفه نظری) تبیین شود. این امر باعث بروز پیچیدگی ها و دشواری هایی در خوانش متون فارابی شده است، چنانکه می توان از چهار دیدگاه در میان فارابی پژوهان معاصر سراغ گرفت. در یک سوی این طیف فارابی مدافع، و در سوی دیگر، مخالف جهاد توصیف شده است. مقاله حاضر می کوشد ضمن بررسی تحلیلی دیدگاههای چهارگانۀ فوق، روایی و ناروایی هر یک از آنها را بسنجد، شکل مُتقن تری از آنها را صورت بندی کند و در نهایت در چارچوبی مقایسه ای موجه ترین خوانش را برگزیند. نگارندگان، همراه با عده ای از فارابی پژوهان، ضمن توجیه و تفسیر واژگان مربوط به جهاد در آثار فارابی، به این نتیجه رسیده اند که در فلسفۀ نظری فارابی با توجه به سیاست شناسی و دین شناسی وی صورت بندی هرگونه دفاع فلسفی از جهاد ممکن نیست.