دین در خدمت سلطنت: واکاوی سازوکارهای مشروعیت‌سازی امویان از طریق مفاهیم دینی (۴۱-۱۳۲ق)

نویسندگان

1 استاد گروه تاریخ،واحد تربت حیدریه،دانشگاه آزاد اسلامی،تربت حیدریه ، ایران elahi@iau.ac.ir

2 استادیارگروه تاریخ،واحد تربت حیدریه،دانشگاه آزاد اسلامی،تربت حیدریه ، ایران Dr.mojtabavi@attar.ac.ir

3 دانشجوی گروه تاریخ،واحد تربت حیدریه،دانشگاه آزاد اسلامی،تربت حیدریه ، ایران zahra.dianatipour@iau.ac.ir

doi
چکیده

این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع دست‌اول تاریخی از جمله آثار طبری، بلاذری، یعقوبی و ابن‌اثیر، به بررسی نظام‌مند سازوکارهای مشروعیت‌سازی دینی امویان می‌پردازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که خلفای اموی با به‌کارگیری هوشمندانه و حساب‌شده‌ای از مفاهیم و نهادهای دینی، موفق به ایجاد پایه‌های نظری و عملی مستحکمی برای توجیه و تثبیت حکومت خود شدند. در بُعد سیاسی، امویان از سه استراتژی کلیدی استفاده کردند: ۱. جعل و تحریف حدیث با دو هدف اصلی: - خلق احادیث مجعول در فضیلت‌سازی برای خاندان اموی - جعل روایات در ذم و تخریب چهره مخالفان سیاسی مانند علویان و خوارج ۲. تفسیرهای ایدئولوژیک از قرآن شامل: - تأویل آیه شورا به نفع حکومت استبدادی - ترویج اندیشه جبرگرایی سیاسی برای توجیه اطاعت مطلق از حاکم - استفاده ابزاری از آیات مربوط به اطاعت از اولی‌الامر ۳. نهادسازی مذهبی هدفمند از طریق: - تأسیس دیوان القضاء برای کنترل دستگاه قضایی - انتصاب قضات وابسته به حکومت - شکل‌دهی به فقه رسمی همسو با سیاست‌های حکومتی در حوزه اجتماعی، مشروعیت‌سازی در چهار سطح انجام شد: - استفاده از شعرای درباری مانند اخطل و فرزدق برای تبلیغ و تمجید حکومت - طراحی مراسمات نمایشی با ظواهر دینی نظیر «یوم المباهله» و بزرگداشت‌های تقویمی - اجرای پروژه‌های معماری نمادین مانند مسجد جامع اموی و کاخ‌های مجلل حکومتی - تشدید عمدی اختلافات قومی و طبقاتی برای ایجاد شکاف اجتماعی و تقسیم جامعه در عرصه اقتصادی، مهم‌ترین اقدامات مشروعیت‌ساز عبارت بودند از: ۱. تحریف نظام مالی اسلامی با تفسیرهای نادرست از مفاهیمی مانند فیء و خراج ۲. مصادره اموال عمومی و سوءاستفاده سیستماتیک از نهاد وقف ۳. توزیع رانتی بیت‌المال به منظور جلب حمایت قبایل و گروه‌های تأثیرگذار ۴. انحصار ثروت و ایجاد شبکه‌های اقتصادی وابسته به حکومت نتایج تحقیق نشان می‌دهد این راهبردها اگرچه در کوتاه‌مدت به تثبیت حکومت امویان انجامیدند، اما به دلیل مغایرت با اصول بنیادین اسلام مانند عدالت، شورا و مساوات، در بلندمدت بحران مشروعیت ایجاد کردند. مقاومت جریان‌های مخالف (علویان، خوارج) و قیام‌های مردمی مانند نهضت ابن‌اشعث، که ریشه در همین سیاست‌ها داشتند، نهایتاً به فروپاشی امویان منجر شد. این مطالعه با ارائه الگویی تحلیلی از کاربست دین در خدمت قدرت، چارچوبی نظری برای پژوهش‌های تطبیقی درباره رابطه دین و حکومت در تاریخ اسلام فراهم می‌آورد. یافته‌های آن به درک بهتر پویایی‌های مشروعیت‌سازی در حکومت‌های دینی و تحلیل انتقادی نسبت دین و قدرت کمک می‌کند.