تبیین جامعهشناختی علل پیوستن طبقات اجتماعی به شورش بابک خرمدین برضد عباسیان (با تأکید بر نظریه محرومیت نسبی تد رابرت گر)
نویسندگان
1 دکتری رشته تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 استاد گروه تاریخ، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 استاد گروه تاریخ، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.30495/jhcin.2020.16296چکیده
جنبش های اجتماعی از مباحث اساسی در نظریه های انقلاب اند که به واسطه همین اهمیت، نظریه های مختلف کوشیده اند آنها را توضیح دهند. یکی از مهم ترین این نظریه ها، نظریه محرومیت نسبی است. قیام سیاه جامگان به دنبال جلب حمایت گروه های فرودست و با تمسک به آن در برخی شعارهای خود، سطح انتظارات ارزشی طبقات اجتماعی را بالا برد. این درحالی بود که با برآمدن عباسیان، سطح توانایی ارزشی مردم تغییر چندانی پیدا نکرد و دچار سرخوردگی و محرومیت نسبی شدند. این وضع منجر به شورش هایی برضد خلافت عباسیان شد که شورش بابک خرمدین بادوام ترین آنها بوده است. مسئله این مقاله تبیین شکل گیری و دوام این شورش است. مقاله حاضر می کوشد با بهره گیری از روش تحلیل تاریخی و جامعه شناسی در پرتو نظریه محرومیت نسبی، به بررسی شکل گیری و علل این جنبش بپردازد. دستاورد مقاله نشان میدهد خلفا و کارگزاران بنی عباس ازطریق به چالش کشیدن ارزش های اقتصادی، دینی و مشارکتی موجب محرومیت نسبی شدند که منجر به افزایش میزان مشارکت طبقات اجتماعی و افزایش حجم جنبش بابک خرمدین شد.