تجربه زیسته کارکنان از توانمندسازی سرمایه انسانی در مواجهه با هوش مصنوعی مولد در سازمانهای دولتی ایران
نویسندگان
1 گروه مدیریت، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران
2 دکتری تخصصی مدیریت، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، زاهدان، ایران
doi
https://doi.org/10.71837/jhce.2026.1229962چکیده
هدف: ظهور هوش مصنوعی مولد به عنوان یک فناوری گسستآفرین، پارادایمهای سنتی مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی را با چالشهای بنیادین مواجه کرده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق و پدیدارشناسانه تجربه زیسته کارکنان سازمانهای دولتی ایران از مفهوم توانمندسازی در مواجهه با این فناوری نوظهور انجام شد تا درکی جامع از تعاملات انسان و ماشین در بافت بوروکراتیک ارائه دهد. روششناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. دادههای پژوهش از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران و کارشناسان خبره در سازمانهای دولتی که تجربه مستقیم کار با ابزارهای هوش مصنوعی مولد را داشتند، گردآوری شد. انتخاب مشارکتکنندگان مبتنی بر روش نمونهگیری هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. جهت تحلیل دادهها از روش هفتمرحلهای کلایزی استفاده شد که منجر به استخراج مضامین و خوشهبندی آنها گردید. یافتهها: تحلیل تجارب زیسته مشارکتکنندگان منجر به شناسایی ۴ مقوله اصلی شامل «ارتقای قابلیتهای شناختی و عملیاتی»، «دگردیسی هویت حرفهای»، «چالشهای تعامل و اعتماد» و «الزامات ساختاری و حکمرانی» شد. یافتهها نشان داد که کارکنان، هوش مصنوعی را نه صرفاً یک ابزار، بلکه یک «همکار هوشمند» ادراک میکنند که ضمن ارتقای چابکی و خلاقیت (توانمندسازی)، موجب بروز اضطراب وجودی و ابهام در نقشهای سنتی (بحران هویت) شده است. همچنین شکاف میان آمادگی فردی کارکنان و زیرساختهای محدود سازمانی، به عنوان مانع اصلی شناسایی گردید.