رهیافتی چپگرایانه به تحولات سیاسی-اجتماعی ایران معاصر: دیدگاه‌های آواتیس میکائیلیان (سلطانزاده)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران

2 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران

3 استاد گروه تاریخ، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران

4 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه الزهراء، تهران، ایران

doi
10.30495/jhcin.2020.16301
چکیده

در این مقاله برخی از دیدگاه های آواتیس میکائیلیان (سلطانزاده) یکی از چهره‌های نام دار چپ کمونیستی درباره تحولات سیاسی-اجتماعی ایران معاصر بررسی شده است. اندیشه های او در جهت گیری و راهبردهای حزب کمونیست ایران از آغاز شکل‌گیری تا مدت ها پس از کنگره دوم نقش عمده ای داشته است. مهم‌ترین مسأله از نظر سلطانزاده انکشاف اقتصادی در ایران است. او اتحاد سه گانه امپریالیسم، دربار و فئودالیسم را مانع روند طبیعی رشد در ایران قلم داد می کرد. پرسش اصلی در این پژوهش است که چه تمایزی میان دیدگاه سلطانزاده با دیگر کنشگران چپ و آکادمیسین های شوروی درباره سیر تحولات سیاسی- اجتماعی در ایران معاصر وجود داشت؟ سلطانزاده کوشید با تکیه بر آموزه‌های مارکس، تاریخ ایران را برپایه واقعیت‌های داخلی و نیز جهانی تحلیل و تبیین نماید. بر این اساس نظرات او در مورد انکشاف اقتصادی ایران، استعمار، جنبش جنگل و قدرت‌گیری رضاشاه عدولی آشکار از نظریه پردازان حزب کمونیست شوروی بود که سیر تاریخ جوامع را خطی قلم داد می‌کردند.