سازوکار غیاب بهمثابۀ بازی زبانی تخیل در فیلمنامۀ «دربارۀ الی» اثر اصغر فرهادی براساس آرای ویتگنشتاین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران، ایران
2 استاد، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشیار گروه نمایش ، دانشکده هنرو معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران، ایران
doi
10.29252/LRR.13.4.15چکیده
لودویگ ویتگنشتاین متأخر اعتقاد دارد که بازیهای زبانی سببساز شکلگیری معناست. او زبان را دارای منطقی میداند که در گرامر اولیۀ آن کامل میشود. اما تناقضهای موقعیتی، شرایطی را بهبار میآورد که در قالب آن میتوان به تصوری دیگر از همان موقعیت رسید. تصوری که در یک بازی زبانی جدید تبلور مییابد و میتوان به آن عنوان تخیل داد. بنابراین میشود، این تصور را از امری ذهنی به مقولهای زبانی بدل کرد. یکی از بسترهایی که میتوان این بازیهای زبانی را با شاهد مثال دنبال کرد، عرصۀ متون نمایشی است. ویتگنشتاین ماهیت پژوهش را در توصیف میداند و با تحلیل و تبیین مخالف است و ادعا دارد، که فلسفۀ زبان با توصیف بازیهای زبانی به وظیفۀ خود عمل کرده است. هدف اصلی این مقاله این است که تخیل در زبان چگونه شکل میگیرد، و بر همین اساس، فیلمنامۀ دربارۀ الی اثر اصغر فرهادی برای پژوهش برگزیده شده است. فرهادی برای رسیدن به این مقصود چگونه بازی زبانی خود را سامان میدهد؟ بهنظر میرسد که وی از عنصر غیاب برای این بازی زبانی استفاده کرده است. این پژوهش که از منظر هدف کاربردی، براساس روش کیفی و براساس جمعآوری اطلاعات کتابخانهای است، به این نتیجه دست یازیده که غیاب سببساز شکلگیری موقعیتهای متناقض و متزلزل زبانی میشود و کمک میکند رویههای مختلف زبان در برخورد با یکدیگر شکل گیرد.