پیش‌بینی خودکارآمدی تحصیلی براساس باورهای انگیزشی، راهبردهای خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر كرمانشاه

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت آموزشی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

2 گروه مشاوره مدرسه

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر پیش‌بینی خودکارآمدی تحصیلی براساس باورهای انگیزشی، راهبردهای خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی در دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر كرمانشاه است. روش پژوهش توصیفی – همبستگی است. جامعه آماري (3373 نفر) شامل دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرکرمانشاه بوده که در سال تحصیلی 1398-1399 تحصیل می‌کردند. با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي چند مرحله‌اي 330 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت اندازه‌گيري متغيرها از پرسشنامه‌هاي خودکارآمدی تحصیلی مورگان-جینکز (1999)، انگیزشی هرمنس (1998)، راهبردهای خودتنظیمی زيمرمن و مارتينزپونز (1986) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) استفاده شد. براي تحليل داده‌ها نیز از ضريب همبستگي و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که بين باورهای انگیزشی با خودکارآمدی تحصیلی در دانش‌آموزان، رابطه مثبت معني‌داري وجود دارد (0001/0p= و 56/0= r). بين راهبردهای خودتنظیمی با خودکارآمدی تحصیلی در دانش‌آموزان، رابطه مثبت معني‌داري وجود دارد (0001/0p= و 49/0= r). بين عملکرد تحصیلی با خودکارآمدی تحصیلی در دانش‌آموزان، رابطه مثبت معني‌داري وجود دارد (0001/0p= و 52/0= r). رگرسيون پيش‌بينی خودکارآمدی تحصیلی دانش‌آموزان از روی متغيرهاي باورهای انگیزشی، راهبردهای خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی معنی‌دار است (0001/0>p و 51/14=F). بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که باورهای انگیزشی و مهارت‌های خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان قادر به پیش‌بینی خودکارآمدی تحصیلی دانش‌آموزان است.