نظریه جنگ عادلانه فارابی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه دین، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

doi
10.30495/jhcin.2021.19114
چکیده

فارابی را می توان تنها فیلسوف جنگ در تمدن اسلامی دانست. فیلسوفی که فلسفه جنگ خود را در ادامه تکمیل فلسفه سیاسی خود پروراند و کوشید از پسِ تدارک منظوم ه ای هنجارین معطوف به بایسته های هستی شناسانه، معرفت شناسانه و اخلاق شناسانه اقدام به جنگاوری، نظریه جنگ عادلانه خود را صورت‌بندی کند. این پژوهش بنا دارد با تأمل در دو قلمرو انسان شناسی و عدل شناسی فارابی، پایه های فلسفی تفکرات فارابی درباب جنگ عادلانه را تبیین کند. این تبیین فلسفی بستر نظری مناسبی را برای ارایه یک خوانش فراگیر و منسجم از جنگ شناسی فارابی مهیا می کند. به علاوه آن که صورت بندی نظری تفکرات فارابی در کاربست نظریه خوانش متن گرایانه و رهیافت درون گرایی در تاریخ اندیشه ها شکل می گیرد. ابزارهای روشی مناسبی که به خوبی می توانند ذخیره های مفهومی نظریه های معاصر حول ایده فلسفه جنگ را به کار گیرند. فارابی نه فیلسوفی ضد جنگ بود و نه به اصالتِ جنگ باور داشت، بلکه جنگ شناسی فارابی بر محور فضیلت گرایی و در راستای سعادت شناسی وی قرار می گیرد.