مقایسه قواعد بصری حاکم بر طراحی در نگارگری ایرانی- اسلامی با قواعد بصری منتَج از نظریه اِبصار ابن‌هیثم

نویسندگان

1 دانشیار گروه پژوهش هنر، دانشگاه هنر، تهران، ایران

2 استادیار گروه نقاشی، دانشکده مهندسی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

doi
10.30495/jhcin.2021.19115
چکیده

برپایه الگوی طبیعت گرای نقاشی اروپایی، ساختار پرسپکتیو در نگارگری ایرانی ناشیانه توصیف می شود، درحالی که توانایی نگارگر ایرانی در بازنمایی جهان باید برپایه اصول دیگری بررسی شود. هدف این پژوهش تبیین دلایل روی گردانی از بازنمایی منظر و هندسه بینایی، در فرایند تولید نگارگری ایرانی در قیاس با قواعد بصری منتج از نظریه ابصار ابن هیثم در قالب پرسپکتیو خطی است. دست یابی به این هدف، ذیل تبیین ساختار پرسپکتیو خطی در نقاشی اوایل دوره رنسانس و ارتباط آن با چهارچوب فکری مسلط بر علم و جهان بینی رایج در آن دوره، در مقایسه با ساختار پرسپکتیو در نگارگری مکتب تبریز دوم و ارتباط آن با چهارچوب فکری مسلط بر علم و جهان بینی اسلامی، ممکن شده است. این پژوهش کیفی با مشاهده آثار و مطالعه کتابخانه‌ای به انجام رسیده است. براساس یافته ها، قواعد بصری منتج از نظریه ابصار ابن هیثم، سرشتی کمّی دارد که بر اساس ساختار هندسه بینایی و در قالب پرسپکتیو خطی نوعی بازنمایی سوبژکتیو را هم سو با چهارچوب فکری مسلط بر علم و جهان بینی دوره رنسانس نمایش می دهد. در مقابل، ساختار پرسپکتیو در نگارگری ایرانی نوعی بازنمایی ابژکتیو است که اشیا و جهان دیداری را فارغ از منظر سوژه و در قالب ساختار هندسه اسلامی و زاویه دیدِ قائم نمایش می دهد. این نوع زاویه دید که برپایه دریافت و تفسیر جهان به صورت سلسله مراتبی و مستقل از فاعل شناسا در جهان بینی اسلامی ممکن می شد، از درون اجازه پیدایش و پرورش فن پرسپکتیو خطی را که از رویکردی کمی به مطالعه فرایند احساس بینایی منتج شده است، نمی داد.