تاریخنگاری شیخ عباس قمی: تاملاتی نقادانه در باره نَفَسُ المَهْموم فی مُصیبَةِ سیّدنا الحُسَیْن المَظْلوم
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.30495/jhcin.2022.20555چکیده
نَفَسُ المَهْموم فی مُصیبَةِ سیّدنا الحُسَیْن المَظْلوم از مقتلهایی است که بیش از دیگر مقتلهای نگاشته شده در دوره معاصر با اقبال و توجه جامعه شیعی روبه رو شده است. شیخ عباس قمی (د 1319ش) در نگارش این کتاب از روش محدثان بهره برده و کوشیده اثر خود را با تکیه بر منابعی که معتبر شمرده به رشته تحریر درآورد. نفس المهموم گام درخور توجهی در جهت پالایش مقتل، از افزودههای دوره قاجاری برداشته، اما به نظر میرسد این فرایند به تولید روایتی واحد و منسجم از رویداد عاشورا منتهی نشدهاست. مهمترین کاستیهای نَفَسُ المَهْموم اینهاست: اتکا و ارجاع بیش از حد به برخی از مورخان و محدثان بدون نقادی روایت های ایشان، عدم شناسایی منبع نخست گزارشها، فقدان فرایند راستیآزمایی گزارشها، بیتوجهی به تعارض میان گزارشها، بهره نبردن از علوم دیگر از جمله تاریخ برای ترجیح گزارشهای متفاوت و نبود انسجام در نتیجهگیری و انتخاب گزارش مرجح. در نتیجه خواننده بهرغم فاصلهگرفتن از تحریفات دورههای متأخر، خود را در میان گزارش های متعدد و متعارض، رها شده و سرگردان مییابد و رأی مشخصی از سوی محدث قمی دریافت نمیکند.