تاثیر طراحی آموزشی بر اساس رویکرد استم بر افزایش مهارت حل مسئله دانش آموزان ششم ابتدایی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 عضو هیات علمی گروه تکنولوژی آموزشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی تهران
doi
10.71522/jiem.2025.02081205276چکیده
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر طراحی آموزشی بر اساس رویکرد STEM بر افزایش مهارت حل مسأله دانشآموزان ششم ابتدایی شهرستان تاکستان بود. این تحقیق به روش شبهتجربی با استفاده از پیشآزمون و پسآزمون و گروههای آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشآموزان پسر ششم ابتدایی شهرستان تاکستان بودند که از میان آنها 60 نفر بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزشهایی مبتنی بر رویکرد STEM قرار گرفتند که شامل مسائل واقعی، فعالیتهای مسئلهمحور و مشارکتی بود، در حالی که گروه کنترل تنها آموزشهای معمول کلاسی را دریافت کرد. ابزار اندازهگیری این تحقیق، پرسشنامه توانایی حل مسأله بود که در سال 1380 توسط محمدی و صاحبی طراحی شده است.دادههای گردآوریشده با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در نمرات پسآزمون بهطور معناداری پیشرفت کرده است (p < 0/001). تحلیل کوواریانس (ANCOVA) نشان داد که آموزش مبتنی بر رویکرد STEM تأثیر مثبت و معناداری بر افزایش مهارتهای حل مسأله دانشآموزان دارد.نتایج این پژوهش تأکید میکند که استفاده از رویکرد STEM در آموزش، بهویژه در مقاطع ابتدایی، میتواند به بهبود مهارتهای حل مسأله، تفکر انتقادی و نوآوری در دانشآموزان کمک کند. در نهایت، پیشنهاد میشود که مدارس برنامههای آموزشی مبتنی بر STEM را بهطور گستردهتری اجرا کنند تا دانشآموزان بتوانند از طریق یادگیری تجربی و مسئلهمحور، توانمندیهای خود را در حل مسائل دنیای واقعی ارتقا دهند.