امامت و مشروعیت تبارشناختی: جدال امامیه، زیدیه و معتزله
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه مطالعات تاریخی، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی(سمت)، تهران، ایران
doi
10.30495/jhcin.2023.21781چکیده
مقاله پیشِ رو ادامه مقاله دیگری درباره مشروعیت تبارشناختی و تأثیر آن بر نظریه امامت است. در حالی که در مقاله پیشین ناسازگی ها میان فرهنگ تبارشناختی پیشااسلامی اعراب و موضوع انتقال امامت به علی(ع) و فرزندانش بررسی شد، در این مقاله اختلاف دیدگاه میان امامیه و زیدیه در تبیین تبارشناختی امامت در بازه سده های سوم تا پنجم هجری واکاوی خواهد شد. نشان خواهیم داد که این دو گروه در تلاش برای تبیین زنجیره امامان با نظریه ای منسجم، برداشت های متفاوتی از مشروعیت تبارشناختی پیش نهادند و به فراخور آن و هنگام تفسیر نصوص مهم حدیث ثقلین، آیه تطهیر و نیز رویداد مباهله، تعریف های گوناگونی از اصطلاح های تبارشناختی اهل بیت و عترت ارائه کردند. با توجه به دادوستد فکری معتزله با شیعیان امامی و زیدی و مشارکت آنان در این گفتوگوها، دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی نیز بررسی شدهاست. در نهایت می توان گفت درحالیکه در شیوه استدلالی زیدیه سازوکار ارث با تکیه بر مفهوم ذریّه بهعنوان بن مایه مشروعیت تبارشناختی پذیرفته شد، امامیه برای تبیین زنجیره امامان که اغلب و نه همیشه از سازوکار پدر فرزندی پیروی می کرد، سنجه های مرکب از فضیلت و نصّ را هم بهکار گرفتند.