بررسی شیوه آموزش فضا و درک دانشجویان معماری از آن (نمونۀ مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه)

نویسندگان

1 استادیار گروه معماری، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران

doi
10.71522/jiem.2025.04311212716
چکیده

مقدمه: در برنامه‌های پیشرفته بین‌المللی معماری، آموزش مفاهیم فضایی معمولاً از طریق چارچوبی چندبعدی انجام می‌شود که تفکر طراحی، تحلیل فضایی، تجربه عینی و نقد مشارکتی را در بر می‌گیرد. سواد فضایی، که به معنای توانایی درک، تفسیر و تعامل خلاقانه با اشکال فضایی است، به‌عنوان یکی از مهارت‌های پایه‌ای در آموزش معماری شناخته می‌شود. با این حال، توسعه این مهارت در میان دانشجویان معماری به‌طور یکنواخت صورت نمی‌گیرد، به‌ویژه در برنامه‌هایی که بیش از حد بر انتزاع نظری یا مدل‌سازی فنی تمرکز دارند و یادگیری تجربی را کمتر مورد توجه قرار می‌دهند. این پژوهش به بررسی رابطه بین روش‌های آموزشی و درک فضایی دانشجویان کارشناسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه در سال 1403 پرداخته است. هدف اصلی مطالعه، بررسی تأثیر استراتژی‌های آموزشی مختلف بر مفهوم‌سازی فضا توسط دانشجویان و شناسایی روش‌های مؤثر آموزش از دیدگاه آنان بوده است. روش پژوهش: این مطالعه از نوع کاربردی و با طراحی توصیفی-تحلیلی انجام شد و از روش‌های گردآوری داده‌های کمی شامل پرسشنامه و مشاهده ساخت‌یافته استفاده گردید. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی معماری ورودی سال 1403 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه بود. نمونه‌گیری به صورت هدفمند برای شناسایی خوشه‌های مرتبط انجام شد و سپس نمونه‌گیری تصادفی در داخل این خوشه‌ها صورت گرفت. بر اساس جدول مورگان، ۸۰ پرسشنامه معتبر توزیع و جمع‌آوری شد. پرسشنامه طراحی شده رابطه بین روش‌های آموزشی و درک فضایی دانشجویان را بررسی کرده و قصد شناسایی روش‌های مؤثر آموزش را دارد. اعتبار محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان تایید شد. هم‌چنین داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم‌افزارهای Excel و SPSS تحلیل شدند. یافته‌ها: ابزارها و روش‌های آموزش: دانشجویان گزارش دادند که اساتید از روش‌های متنوعی برای آموزش فضا استفاده می‌کنند، از جمله:تأکید بر جنبه‌های زیبایی‌شناختی و جغرافیایی فضا، طراحی فرم‌ها و حجم‌ها از طریق اسکیس و مدل‌های فیزیکی و دیجیتال، بهره‌گیری از تصاویر، نقشه‌ها و فیلم‌های معماری، بازدیدهای میدانی و تجربه چندحسی فضا، روش‌های نظری بر جنبه‌های معنایی و کالبدی فضا تمرکز دارند، در حالی که روش‌های عملی سعی در غوطه‌ور کردن دانشجو در محیط‌های فضایی متنوع دارند. ۶۷٪ دانشجویان تأثیر روش‌های عملی را برجسته دانستند و ۳۳٪ روش‌های نظری را مؤثرتر ارزیابی کردند. تغییرات در تأثیر آموزشی عمدتاً به تفاوت‌های روش‌های عملی مربوط بود. تأثیر آموزش بر درک فضایی: اکثر دانشجویان تجربه مستقیم فضا، شامل بازدید از محیط‌های معماری و تعامل حسی و روحانی با فضا، را مؤثرترین روش برای درک فضایی معرفی کردند. سایر روش‌های مؤثر شامل: ابزارهای بصری (فیلم، نقشه، تصاویر)، مدل‌سازی سه‌بعدی و ساخت ماکت، آموزش نظری در اصول زیبایی‌شناسی و ساختاری و روش‌های عملی به‌طور مداوم در زمینه تأثیر آموزشی بالاتر ارزیابی شدند. تأثیر ادراک شده روش‌های آموزشی: در ارزیابی روش‌ها، ۴۵٪ دانشجویان تجربه مستقیم فضا را، ۲۴٪ ابزارهای بصری، ۱۷٪ مدل‌سازی سه‌بعدی و ماکت و ۱۴٪ آموزش نظری را مؤثرترین روش دانستند. این نتایج اهمیت یادگیری تجربی و عملی را در آموزش معماری تأکید می‌کند. بحث: یافته‌ها نشان می‌دهد که میان اولویت‌های آموزشی اساتید و ترجیحات یادگیری دانشجویان تفاوتی آشکار وجود دارد. در حالی که اساتید بر مدل‌سازی سه‌بعدی و نمایش تصویری تمرکز دارند، دانشجویان روش‌هایی را ترجیح می‌دهند که امکان تعامل مستقیم با فضا از طریق حرکت، مشاهده و تجربه حسی را فراهم کند. این اختلاف نشان‌دهنده تکیه بیش از حد بر تکنیک‌های بازنمایی و کم‌توجهی به یادگیری تجربی است. علاوه بر این، میان سن و نوع آموزش ارتباط معنادار وجود دارد. هم‌چنین رابطه معکوس و معناداری بین تأثیر ادراک شده روش‌ها و میزان اولویت‌دهی اساتید وجود داشت که نشان‌دهنده ناهماهنگی در عمل آموزشی است. هم‌چنین، ساختار ثابت و غیرقابل انعطاف برنامه درسی به‌عنوان مانعی برای نوآوری‌های آموزشی شناسایی شد؛ برنامه موجود بیش از پنج سال بدون تغییر باقی مانده و پاسخگویی کافی به نیازهای نوین آموزشی و فناوری‌های جدید ندارد. نتیجه‌گیری: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه با ماهیت چندبعدی فضا آشنا هستند، اما اغلب در بیان درک خود از فضا با دشواری مواجه‌اند. روش‌های عملی و تجربی، به‌ویژه بازدیدهای میدانی و تعامل چندحسی، بیشترین تأثیر را در ارتقای درک فضایی دارند. اختلاف میان اولویت‌های آموزشی اساتید و ترجیحات دانشجویان نشان‌دهنده نیاز به بازنگری در شیوه‌های آموزشی است. تاکید بر یادگیری تجربی، حضور در فضا و تعامل چندحسی می‌تواند سواد فضایی دانشجویان را افزایش داده و کیفیت معماری در محیط‌های شهری را بهبود بخشد.

کلیدواژه‌ها