آیندهپژوهی نقش ذینفعان آموزش و یادگیری در فضاهای خارج از مدرسه مبتنی بر برنامۀ درسی ملی و سند تحول بنیادین
نویسندگان
1 استاد گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه مدیریت، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه مدیریت، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت آموزشی، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، کیش، ایران.
doi
10.71522/jiem.2025.4241212034چکیده
هدف و مقدمه: مشارکت فرآیندی است که ذینفعان را در آن حوزه توانمند و بسیج میکند. هدف از این پژوهش بررسی نقش ذینفعان در آموزش و یادگیری در فضاهای خارج از مدرسه بر اساس برنامه درسی ملی و سند تحول بنیادین است. یکی از اهداف اساسی آموزش در مدارس این است که برنامههای درسی با نیازهای زندگی دانشآموزان هماهنگ باشد تا بتوانند آموختههای خود را در جامعه به کار گیرند. اما به نظر میرسد در حال حاضر، ذینفعان آموزشی مانند خانوادهها، مدارس و سایر نهادهای فرهنگی در ایجاد و توسعه چنین راهبردهایی در کودکان و نوجوانان چندان موفق نبودهاند. در سالهای اخیر و با توجه به رشد و دامنه تغییرات در روشهای آموزشی، تطبیق محیط یادگیری با نیازهای دانشآموزان بیش از پیش مورد توجه متخصصان این حوزه قرار گرفته است. بر اساس سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران برای سال ۱۴۰۴، فضاها و مراکز آموزشی و پرورشی، زمینهساز تحقق اهداف و برنامههای نظام آموزش رسمی عمومی و برآورده کردن نیازهای فردی و جمعی دانشآموزان، مطابق با استانداردهای بینالمللی و مجهز به تجهیزات و فناوریهای بومی مدرن برای یادگیری هستند. در روانشناسی، فضاهای آموزشی باز به عنوان بستری برای آزادسازی انرژی و کسب مهارتهای زندگی در نظر گرفته میشوند. مطالعات نشان میدهد که طراحی فضاهای آموزشی باز و روباز میتواند رشد و توسعه در یادگیری را ارتقا دهد. بنابراین، توجه به سایر فضاهای آموزشی، از جمله فضاهای سبز و استفاده از طبیعت، فضاهای اجتماعی، فضاهای ورزشی، فضاهای تجاری و فضای مجازی، میتواند تأثیرات مثبتی بر یادگیری دانشآموزان داشته باشد. در نتیجه، یکی از وظایف مدارس، ایجاد تعامل و پر کردن هدفمند وقت دانشآموزان با استفاده از فضاهای پشتیبانی آموزشی خارج از مدرسه در کنار کلاسهای درس است. وجود و استفاده از این فضاهای پشتیبانی آموزشی به تعمیق و تسهیل یادگیری کمک میکند و از آنجا که آموزش به صورت غیرمستقیم، داوطلبانه و به شیوهای تشویقی و جالب برای دانشآموز انجام میشود، باعث ایجاد روحیهای شاد و رفع خستگی و افسردگی دانشآموز میشود.جان دیویی (۲۰۱۰) از اولین متفکرانی بود که بر لزوم یادگیری در فضاهای خارج از مدرسه تأکید کرد و کوهن رویکردی جامعهشناختی به یادگیری ارائه داد. به طور کلی، آموزش عمومی رسمی و اجباری در اکثر نقاط جهان استاندارد است و اکثر جوامع در آموزش جوانان به عنوان شهروندان و کارگران آینده خود سرمایهگذاری میکنند. با این حال، آموزش در مدرسه تنها معیار یادگیری نیست و میتوان چیزهای بسیار بیشتری را در خارج از مدرسه نسبت به دانش رسمی و مباحث تدریس شده در مدرسه آموخت. و آنچه در این زمینه اهمیت دارد، افزایش سطح مشارکت خانواده در فعالیتهای آموزشی و تربیتی مدرسه، برگزاری دورههای آموزشی مؤثر در خارج از مدرسه با توجه به نیازهای دانشآموزان، ارائه خدمات مشاورهای به خانوادهها برای همسوسازی اهداف و روشهای آموزشی خانواده و مدرسه (سند تحول بنیادین، هدف ۴، راهبرد ۴) و افزایش نقش مدرسه به عنوان یکی از مراکز پیشرفت محلی، به ویژه در ابعاد فرهنگی-اجتماعی (سند تحول بنیادین، هدف ۷) است. روششناسی: در این پژوهش، برای تجزیه و تحلیل دادههای آماری توصیفی و استنباطی از نرمافزار SPSS استفاده شد. دادههای آماری در سطح توصیفی با استفاده از ویژگیهای آماری مانند فراوانی، میانگین و انحراف معیار تجزیه و تحلیل شدند. در تحلیل آماری توصیفی، محقق با استفاده از شاخصهای آماری توصیفی، دادههای جمعآوریشده را خلاصه و طبقهبندی میکند. پس از تجزیه و تحلیل نتایج پرسشنامه در نرمافزار SPSS، مؤلفههای مؤثر بر اساس درجه اهمیت دادهها انتخاب شدند و در مرحله بعد، با تشکیل پنل خبرگان، این مؤلفهها مجدداً بررسی شدند و از نرمافزار MACTOR برای تعیین اثربخشی و کارایی مؤلفهها و شناسایی ذینفعان استفاده شد و سناریوهای مناسب به دست آمد. همچنین برای تحلیل نقش ذینفعان از نرمافزار MACTOR استفاده شد. یافتهها: یافتهها حاکی از آن است که دانشآموزان به عنوان یکی از ذینفعان اصلی و تأثیرگذار در تصمیمگیریها، در کنار شورای عالی آموزش و پرورش، سازمان آموزش و پرورش، مدارس و مدیران، سند تحول بنیادین و کتب درسی به عنوان ذینفعان تأثیرگذار و تأثیرگذار و همچنین خانوادههای دانشآموزان به عنوان ذینفعان تأثیرگذار شناسایی شدند. بحث و نتیجهگیری: در تدوین سناریوهای مناسب، نقش ذینفعان با رویکرد یادگیری خارج از مدرسه مطابق با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، میتوان نتیجه گرفت که تحول و نوآوری در آموزش و پرورش متناسب با جهتگیریهای مطلوب و تحولات محیطی، انعطافپذیری و بهروزرسانی قوانین و مقررات، ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری با تکیه بر فناوریهای نوین، توسعه و بهبود مستمر کیفیت نظام مدیریت و رهبری آموزشی در نظام آموزش رسمی و عمومی با تغییر محتوای کتب درسی و تصویب فضاهای یادگیری خارج از مدرسه به عنوان محتوای تکمیلی دروس و گنجاندن این برنامه در برنامه درسی ملی و سند تحول بنیادین و اعطای اختیار به مدیران مدارس برای برنامهریزی در قالب یک برنامه ویژه مدرسه برای آموزش در فضاهای خارج از مدرسه برای رشد و بهبود مهارتهای فردی و اجتماعی، مسئولیتپذیری و ایدهپردازی و توسعه کارآفرینی نقش بسزایی دارند. از آنجا که برنامهریزی و سیاستگذاری برنامههای آموزشی توسط بزرگسالان تدوین میشود، بهتر است به نیازها و آرمانهای ذینفعان و کنشگران اصلی، یعنی دانشآموزان، و سپس خواستههای خانوادههای آنها توجه بیشتری شود و آنها در تصمیمگیریها و برنامهریزی درسی مشارکت داده شوند