از نگرشِ کارراهه متغیر تا ادراکِ استخدام‌پذیری: مطالعه نقش میانجی بازآفرینی شغل و نقش تعدیل‌گر هویت‌یابی حرفه‌ای

نویسندگان

1 دانشیار مدیریت منابع انسانی، گروه مدیریت، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.22034/obs.2024.715130
چکیده

در بازار کار رقابتی امروز مفاهیمی مانند نگرش کارراهه متغیر و ادراک استخدام‌پذیری، جایگزین نگرش‌های سنتی کارکنان به مدیریت کارراهه شغلی شده‌اند. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تأثیر نگرش کارراهه متغیر بر ادراک‌استخدام‌پذیری درونی و بیرونی ازطریق نقش میانجی بازآفرینی شغل است. همچنین در این مطالعه نقش تعدیل‌گر هویت‌یابی حرفه‌ای بر رابطه میان نگرش کارراهه متغیر و بازآفرینی شغل مورد آزمون قرار گرفت.  این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از دیدگاه شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کارکنان یکی از شرکت‌های حوزه فناوری‌های نوین مخابرات و ارتباطات بودند. 350 پرسشنامه به‌صورت تصادفی در شرکت توزیع شد و داده‌های گردآوری‌شده توسط پرسشنامه استاندارد با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار اسمارت پی ال اس  3 تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد نگرش کارراهه متغیر بر ادراک ‌استخدام‌پذیری درونی اثرگذار است، اما رابطه مستقیم میان نگرش کارراهه متغیر و ادراک ‌استخدام‌پذیری بیرونی تأیید نشد. همچنین نتایج نشان داد نگرش کارراهه متغیر با میانجی‌گری بازآفرینی شغل هم بر ادراک ‌استخدام‌پذیری درونی و هم بر ادراک ‌استخدام‌پذیری بیرونی تأثیر دارد. هویت‌یابی حرفه‌ای نیز رابطه نگرش کارراهه متغیر و بازآفرینی شغل را تعدیل کرد. نتایج این مطالعه به پژوهشگران و مجریان سازمانی کمک می‌کند تا فهم دقیق‌تری از ادراک‌ها و رفتارهایی به‌دست آورند که بر مدیریت کارراهه شغلی کارکنان اثرگذارند. این مفاهیم شیوه‌های سنتیِ به‌کارگیری و نگهداشت کارکنان را عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌هند.