آرابسک و تبار نبطی آن
نویسندگان
1 استاد بازنشسته گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.30495/jhcin.2023.22789چکیده
آرابسک (نقوش استیلیزه گیاهی و هندسی) گاه به عنوان شاخصه هنر اسلامی و از ابداعات تمدن اسلامی شمرده میشود؛ در مقابل این نظر، برخی از مورخان هنر، افزون بر خصوصیات دوره اسلامی، بر مآخذ پیش از اسلام آن، به ویژه مآخذ ساسانی و بیزانسی و انتقال سنتهای فرهنگی پیشین هم اشاره کردهاند. در این پژوهش، علاوه بر این دو مأخذ، فرهنگ نَبَطی هم بهمثابه گنجینهای غنی از مضامین کهنِ تصویری، به عنوان مأخذی دیگر در زمینه نقشمایههای گیاهی آرابسک اسلامی لحاظ شدهاست. پرسش اصلی این پژوهش این است که بنمایهها و نقوش گیاهی در آثار نَبَطی چه بوده و بر اساس شباهتهای نقوش نبطی و اسلامی تا چه حد میتوان نقوش نبطی را به عنوان مأخذی برای آرابسک اسلامی بهشمار آورد؟ در این پژوهش با رویکردی بر پایه تاریخ فرهنگی و شواهد متنوع، بهویژه آثار مادی و گزارشهای باستانشناسان و شباهتهاى آشکار فرهنگى موجود، نشان دادهایم که نقشمایههای نبطی را هم میتوان در شمار خاستگاههاى آرابسک بهشمار آورد و بر این اساس و باتوجه به تعدد تبارهای تاریخی آرابسک، دیدگاههای ذاتگرایانه و قدسىمدارانه سنتگرایان در محدود ساختن دامنه تفسیری این نقوش به هنر اسلامی، بازنگری جدی شدهاست.