پیشبینی رضایت شغلی معلمان ابتدائی شهر قم بر اساس مدیریت استراتژیک منابع انسانی و قانون شکنی خیرخواهانه
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت آموزشی، واحدقم، دانشگاه آزاد اسلامی ، قم ، ایران.
2 دانشيار گروه علوم تربيتي، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامي، قم، ايران
doi
چکیده
مقدمه : پيشرفت روزافزون ابعاد مختلف جامعه بشري درگرو خلق انديشههاي نو و تحول در نظام آموزشوپرورش است. از طرفی اغلب صاحبنظران ومتفکران مسائل تربیتی بر این نظرند که معلمان، بزرگترین و مهمترین عامل مؤثر درجریان تعلیم وتربیت هستند. برهمین اساس رضایت شغلی معلمین از اهمیت بالایی برخوردار است. رضایت شغلی ممکن است باعث شود تا میزان تلاش معلمان بالا رفته، تعهد شغلی بیشتری از خود نشان داده و درنتیجه اثر بیشتری در کار تدریس داشته باشند. ازطرفی برخی عواملی که میتواند در رضایت شغلی کارکنان مؤثر باشد نگرش استراتژیک مدیریت و قانونشکنی خیرخواهانه می تواند باشد که این پژوهش عهده دار بررسی این موضوع است. با بررسی های انجامشده در حوزه مدارس و مراکز آموزشی کمتر به ارتباط و اثرگذاری مدیریت استراتژیک منابع انسانی در مورد قانونشکنی و رضایت شغلی پرداختهشده است و این مطلب نیازمند بررسیهای بیشتری است و درزمینه ارتباط این متغیرها نیز خلأ علمی احساس میشود. مواد و روشها : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ وبه لحاظ شیوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی است. هدف پژوهش پیشبینی رضایت شغلی معلمان ابتدائی شهر قم بر اساس مدیریت استراتژیک منابع انسانی و قانونشکنی خیرخواهانه بود جامعهآماری تعداد5047نفراز معلمان مدارس ابتدائی شهر قم در سال تحصیلی1403-1402 بودند که تعداد 255 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان برای برآورد حجم نمونه از روی جامعهآماری، به شیوه تصادفی طبقهای به عنوان نمونهآماری انتخاب شدند. گردآوری داده ها توسط سه پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی ویس(1967)، مدیریت منابع انسانی استراتژیک چن و همکاران(2009) و قانونشکنی خیرخواهانه دالینگ و همکاران(2012) باضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 901/0، 789/0 و 80/0 انجام شد. بعد از تعیین حجم نمونه، پرسشنامهها بر روی معلمان مدارس ابتدائی اجرا، جمعآوری و نمرهگذاری شد و با استفاده از نسخه ۲۶نرم افزار spss در دو بخش توصیفی و استنباطی و با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون چند متغیره، آزمون پیرسون، آزمون لون و آزمون کلموگروف اسمیرنوف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج و یافته ها : یافته های توصیفی پژوهش حاکی از آن است که میانگین سن شرکتکنندگان 9/38 با انحراف استاندارد 86/4 است؛ کمترین سن 28 و بیشترین سن 45 سال است. همچنین 2/31 درصد از شرکتکنندهها دارای سطح تحصیلات کاردانی، 55 درصد دارای سطح تحصیلات کارشناسی و 8/13 درصد از آزمودنیها نیز دارای سطح تحصیلات ارشد و بالاتر هستند. آزمودنیها بهطور متوسط در «رضایت شغلی» نمره 4/35 و انحراف استاندارد 85/4 به دست آوردند. آزمودنیها بهطور متوسط در «آموزش» نمره 7/14 و انحراف استاندارد 09/3، در جبران خدمات نمره 01/12 و انحراف استاندارد 98/2، ارزیابی عملکرد 1/13 و انحراف استاندارد 01/3، جذب با میانگین 5/12 با انحراف استاندارد 33/2 و مشارکت نمره 4/13 و انحراف استاندارد 78/2 به دست آوردند. همچنین میانگین کل گزارششده برای این متغیر 1/13 با انحراف استاندارد 78/2 بود. آزمودنیها بهطور متوسط در «قانونشکنی خیرخواهانه» نمره 3/42 و انحراف استاندارد 65/8 به دست آوردند. از طرفی چولگی و کشیدگی ناچیز توزیع در تمام متغیرها و نتایج آزمون کولموگروف – اسمرینوف حکایت از نرمال بودن شکل توزیع تمامی نمرات دارد. در بخش یافته های استنباطی یافته های پژوهش حاکی از آن است که قانونشکنی خیرخواهانه(147/0 = β، 01/0p>) به علاوه ی زیر مؤلفه آموزش(131/0=β، 05/0p>)، جبران خدمات(145/0=β، 05/0p>)، ارزیابی عملکرد(172/0=β، 01/0p>)، مشارکت(133/0=β، 01/0p>) از زیر مؤلفههای مدیریت منابع استراتژیک و توان پیشبینی رضایت شغلی در معلمان را دارند که در این میان ارزیابی عملکرد از زیرمولفههای مدیریت منابع استراتژیک بیشترین توان پیشبینی را دارد. همچنین رضایت شغلی معلمان ابتدائی شهر قم بر اساس مدیریت استراتژیک منابع انسانی و قانونشکنی خیرخواهانه قابل پیشبینی است. بحث و نتیجه گیری : در نهایت میتوان نتیجه گرفت که برای افزایش رضایت شغلی معلمان ابتدایی شهر قم باید بر بهینهسازی مدیریت منابع انسانی و قانون شکنی خیرخواهانه معلمان بیشتر مورد نظر قرار داد. نتیجه حاصل از آزمون فرضیه اصلی نشان داد که رضایت شغلی معلمان ابتدائی شهر قم بر اساس مدیریت استراتژیک منابع انسانی و قانونشکنی خیرخواهانه قابل پیشبینی است. نتیجه حاصل با نتایج پژوهشگرانی چون پیرعباسی(1402)، فیضی(1402)، توکلی گرد فرامرزی(1402)، رئیسی(1400)، کردی و همکاران(1400)، مقدم و همکاران (1400)، نیک منش و همکاران(1400)، رجبی پور میبدی و همکاران (1397)، حسین پور چغاخوری (1399)، آزور و همکاران(1397)، هداوندی و همکاران(1397)، مارشیل و همکاران(2023)، السافادی و همکاران (2021)، وو و همکاران(2021)، بایکال و همکاران(2023)، زانگ و همکاران(2021)، ایرشاد و همکاران (2021)، امین(2021)، سونگ و همکاران(2021)، چریف(2020)، صابوهاری و همکاران(2020)، آدی گوزل و همکاران(2020)، کیم و همکاران(2019) و ساد و همکاران(2018) همسو است. نتیجه حاصل از آزمون فرضیه فرعی اول نشان داد که رضایت شغلی معلمان ابتدائی شهر قم بر اساس مدیریت استراتژیک منابع انسانی قابل پیشبینی است. نتیجه حاصل با نتایج پژوهشگرانی چون بهطوریکه کردی و همکاران(1400)، مقدم و همکاران(1400)، نیک منش و همکاران(1400)، رجبی پور میبدی و همکاران(1397)، آزور و همکاران (1397)، هداوندی و همکاران (1397)، السافادی و همکاران(2021)، وو و همکاران(2021)، زانگ و همکاران(2021)، امین(2021)، سونگ و همکاران(2021) و چریف(2020) همسو است. در تبیین نتیجه حاصل از آزمون فرضیه فرعی دوم مبنی بر اینکه رضایت شغلی معلمان ابتدائی شهر قم بر اساس قانونشکنی خیرخواهانه قابل پیشبینی است، میتوان گفت که نقض قوانین رسمی سازمانی عموماً رفتاری سودمند، غیرعادی یا غیراخلاقی در محل کار تلقی میشود(وانگ و همکاران، 2021). درواقع، یک کارمند ناراضی این کار را برای ابراز اعتراض خود به بیعدالتی، ناسازگاری ارزشها و برابری بین کارکنان و سازمان انجام میدهد (رامانایاکی و همکاران، 2021).