الزامات و بسترهای مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعۀ حرفه‌ای کارکنان در دانشگاه آزاد اسلامی: رویکرد تحلیل مضمون

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران

2 گروه علوم تربیتی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

3 گروه علوم تربیتی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران

4 گروه مدیریت، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران

doi
چکیده

چکیده مقدمه: افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی در دهه‌های اخیر، سازمان‌ها و به‌ویژه دانشگاه‌ها را با مسئولیت‌های تازه‌ای در قبال پایداری مواجه کرده است. دانشگاه‌ها به‌عنوان نهادهای تولید و توزیع دانش، نه‌تنها در سطح آموزش و پژوهش، بلکه در سطح حکمرانی و مدیریت داخلی نیز باید الگوهای سازگار با محیط‌زیست را نهادینه کنند. «مدیریت سبز منابع انسانی» رویکردی است که با هم‌راستا کردن سیاست‌ها و فرایندهای منابع انسانی با اهداف زیست‌محیطی، زمینۀ تغییر نگرش و رفتار کارکنان را فراهم می‌سازد و می‌تواند با «توسعۀ حرفه‌ای» پیوندی عملیاتی برقرار کند. با وجود مطالعات متعدد پیرامون مدیریت منابع انسانی سبز و نیز توسعۀ حرفه‌ای کارکنان، شواهد نشان می‌دهد پیوند عمیق این دو حوزه در بستر آموزش عالی ـ به‌ویژه در دانشگاه‌های ایرانی ـ کمتر به‌صورت چارچوب‌مند واکاوی شده است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات و بسترهای تحقق مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعۀ حرفه‌ای کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی انجام شد. مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. میدان مطالعه دانشگاه آزاد اسلامی بود و مشارکت‌کنندگان از واحدهای مختلف دانشگاه انتخاب شدند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند از نوع ملاک‌محور انجام گرفت تا افرادی وارد مطالعه شوند که تجربه و آگاهی کافی درباره فرایندهای منابع انسانی، توسعۀ حرفه‌ای و مسائل زیست‌محیطی در دانشگاه داشته باشند. درمجموع ۲۲ نفر شامل ۸ عضو هیئت علمی باتجربه، ۸ کارمند اداری و ۶ مدیر دانشگاهی و متخصص حوزۀ مدیریت منابع انسانی در مصاحبه‌ها مشارکت کردند. ابزار گردآوری داده‌ها «مصاحبه نیمه‌ساختاریافته» بود که امکان طرح پرسش‌های باز و پیگیری عمیق‌تر تجربه‌ها و دیدگاه‌ها را فراهم می‌کرد. مصاحبه‌ها ضبط، پیاده‌سازی و سپس تحلیل شد. تحلیل داده‌ها با رویکرد کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) انجام شد؛ بدین معنا که ابتدا واحدهای معنایی و مفاهیم اولیه استخراج و کدگذاری شدند، سپس کدها در مقوله‌های مرتبط سازمان‌دهی گردید و درنهایت مضامین سازمان‌دهنده و مضامین اصلی (فراگیر) شکل گرفتند. برای اعتباربخشی و اطمینان از اتقان یافته‌ها، معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا شامل اعتبار، انتقال‌پذیری، قابلیت اتکا و تأییدپذیری به‌کار گرفته شد. راهبردهایی مانند بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان، بازبینی همتایان/خبرگان، مستندسازی دقیق مراحل تحلیل و مرور نظام‌مند تصمیم‌های تحلیلی، به افزایش اعتمادپذیری نتایج کمک کرد. نتایج و یافته‌ها: یافته‌های پژوهش به شناسایی پنج مضمون اصلی انجامید که نقشۀ راه مدیریت سبز منابع انسانی را برای توسعۀ حرفه‌ای کارکنان ترسیم می‌کنند: نخست "سیاست‌گذاری و راهبری سبز دانشگاهی" که بر لزوم تعهد مدیریت عالی، تدوین سیاست‌های جامع و ایجاد ساختار پاسخگو استوار است؛ دوم، "فرهنگ و زیرساخت سازمانی سبز" که نهادینه‌سازی ارزش‌های زیست‌محیطی را در گرو تأمین زیرساخت‌های فیزیکی و ارتباطات مؤثر می‌داند؛ سوم، "توسعه و توانمندسازی سبز کارکنان" که بر آموزش، ارتقای مهارت‌های شغلی سبز و حمایت از ابتکارات کارکنان تمرکز دارد؛ چهارم، "مشارکت و همکاری‌های بین‌بخشی و فرابخشی سبز" که تعاملات درون‌دانشگاهی و ارتباط با نهادهای علمی بیرونی را برای هم‌افزایی و پایداری برنامه‌ها ضروری می‌شمارد و درنهایت"ارزیابی و پاداش‌دهی عملکرد سبز"که با تعریف شاخص‌های روشن و نظام پاداش‌دهی، بستر بازخورد و اصلاح رفتار را فراهم می‌آورد. نتیجه‌گیری: در نهایت می‌توان نتیجه گرفت که مدیریت سبز منابع انسانی زمانی به توسعۀ حرفه‌ای کارکنان در دانشگاه آزاد اسلامی منجر می‌شود که به‌صورت یک بستۀ یکپارچه شامل حکمرانی و سیاست‌گذاری سبز، توانمندسازی هدفمند، فرهنگ‌سازی و زیرساخت‌های حمایتی، نظام ارزیابی و پاداش و شبکۀ همکاری‌های چندسطحی طراحی و اجرا شود. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که رویکردهای جزیره‌ای و مقطعی در مدیریت سبز منابع انسانی نمی‌تواند به‌طور مؤثر توسعۀ حرفه‌ای کارکنان را تضمین کند و تنها در صورت هم‌افزایی مؤلفه‌های راهبردی، اجرایی و نظارتی است که پیامدهای مثبت آموزشی و حرفه‌ای پدیدار می‌شود. این یافته با نتایج پژوهش مهراج و کورشی (2020) که بر ضرورت یکپارچگی سیاست‌های منابع انسانی سبز در توسعۀ شایستگی‌های حرفه‌ای کارکنان تأکید کرده‌اند، همسو است. همچنین نتایج پژوهش حاضر با یافته‌های شهریاری و همکاران (2020) مبنی بر نقش فرهنگ‌سازی سازمانی و حمایت ساختاری در موفقیت برنامه‌های توسعۀ حرفه‌ای کارکنان انطباق دارد. از سوی دیگر، صفری و اونق (1402) نیز نشان دادند که پیوند نظام ارزیابی و پاداش با شاخص‌های عملکرد سبز، انگیزش و یادگیری مستمر کارکنان را تقویت می‌کند که این امر با یافته‌های پژوهش حاضر همخوانی دارد. در تبیین این نتایج می‌توان گفت که زمانی که کارکنان آموزش‌های سبز را در بستر سیاست‌گذاری روشن، حمایت مدیریتی و نظام بازخورد مستمر تجربه می‌کنند، توسعۀ حرفه‌ای آنان به‌صورت پایدار و معنادار شکل می‌گیرد؛ موضوعی که با نتایج پژوهش شیربگی و نصیری‌نیا (1399) در زمینۀ تأثیر سازوکارهای حمایتی و مشارکتی بر توانمندسازی و رشد حرفه‌ای کارکنان نیز هم‌راستا است.