«مُد» در ایران اواخر قاجار و اوایل پهلوی: پژوهشی برپایه خاطرات و گزارش های روزانه

نویسندگان

1 استادیار گروه هنر، دانشگاه حضرت معصومه(س)، قم، ایران

doi
10.30495/jhcin.2023.23237
چکیده

امروزه مد از مفاهیم فرهنگی تأثیرگذار و از قدرتمندترین صنایع اقتصادی جهان به شمار می رود. به رغم اهمیت، گستردگی مشاغل مرتبط با آن و تأثیر بر مباحث فرهنگی و اقتصادی دوران جدید، تحقیقات و اطلاعات دقیقی از چگونگی مواجهه ایرانیان با این پدیده و نگرش ایشان نسبت به آن در دست نیست. این مقاله می کوشد با رویکردی جامعه شناختی و با جمع آوری داده های تاریخی به شیوه اسنادی چگونگی نگرش و مواجهه ایرانیان با این پدیده را در بازه زمانی دوره دوم قاجار و اوایل پهلوی تحلیل و بررسی کند. به این منظور به تطبیق آراء جامعه شناسان کلاسیک و معاصر درباره مقوله مد با برخی اسناد تکمیلی برجای مانده از دوران یادشده یعنی گزارش ها و خاطرات روزانه خواهد پرداخت. یافته های پژوهش حاکی از هماهنگی متون مورد بررسی در اغلب موارد با آراء جامعه شناسان کلاسیک و مفاهیم، رویکردها و نظریه هایی چون نظریه قطره چکانی یا نشت رو به پایین، تقلید طبقات و گروه های فرودست از طبقات فرادست، تلاش برای ایجاد تمایز طبقاتی و یا از میان بردن آن، نمایش تن آسایی و اوقات فراغت طبقه مرفه، رسم اجتماعی و در نهایت نکوهش مد است و کمتر نشانی از رویکردهای مثبت معاصر نسبت به مد در آن‌ها دیده می شود.