بازخوانی و نقد تاریخی نظریه مینورسکی درباره گوران و پیوند آن با گیلان و کناره‌های دریای خزر

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.30495/jhcin.2023.23239
چکیده

در صد سال اخیر برخی شرق شناسان نظریه های گوناگونی درباره گوران مطرح کرده اند که با روایت منابع تاریخی عربی و فارسی همخوانی ندارند. یکی از برجسته ترین شرق شناسان این دوره ولادیمیر مینورسکی است که نظریه او بازتاب زیادی در محافل آکادمیک و عمومی داشته‌است. نظریه مینورسکی بر سه مبنای نفی هویت کردی گوران؛ مهاجرت گوران‌ها از گیلان و دیلمان به کردستان؛ و وجود زبان مستقل گورانی بنیان نهاده شده‌است. هدف این مقاله که با روش تاریخی نوشته شده، بازخوانی و نقد مبانی این نظریه از منظر تاریخی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مینورسکی با نگاهی تقلیل گرا و گزینش سلیقه ای منابع به تفسیر مطلوب و دلخواه خود از آن‌ها پرداخته و همین کار سبب بروز تناقض های زیادی در نظریه او شده‌است؛ بر همین اساس مشخص شد که برخلاف نظریه او منابع تاریخی ضمن تأکید بر کردبودن گوران‌ها شواهد دقیقی مبنی بر مهاجرت آنان از سواحل دریای خزر ارائه نداده‌اند.