راهبردهای ابن داعی در مواجهه با اختلافات و تنش‌های میان پیروان مکاتب ناصریه و قاسمیه در شمال ایران

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی آزادشهر

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور

3 گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی مازندران

doi
https://doi.org/10.71871/jhcin.2025.1202127
چکیده

در سدۀ چهارم هجری، میان پیروان دو مکتب از مذهب زیدیه، یعنی قاسمیه و ناصریه اختلافات و تنش‌هایی درگرفت. در این مقاله ضمن بررسی این اختلافات و تنش‌ها، چگونگی مواجهه ابن داعی با آن واکاوی می‌گردد. اختلافات و تنش‌های میان این دو مکتب، دو دلیل کلامی ـ فقهی و قومی داشته است و ابن داعی با اعلام تساوی اعتبار هر دو مکتب توانست به این تنش‌ها پایان داده و پیروان مذهب زیدیه در شمال ایران را برای دست‌یابی به آرمان‌های زیدیان، در احیای حکومت یکپارچۀ علویان، بسیج نماید که نمونه‌های بارزِ آن، تلاش برای تصرف طبرستان با همراهی پیروان هر دو مکتب و یا تلاش برای بسیج عمومی برای جنگ با رومیان به جهت آزادسازی شهر طرسوس در مرزهای اسلامی بود. تحلیل راهبردهای دورۀ امامت ابن داعی در طی سال¬های 353-359/360 ق نشان می‌دهد که نفوذ فراوان او در میان پیروان هر دو مکتب و برگزیدن روش‌های تعاملی و تکیه بر اشتراکات مذهبی و قومی و فرهنگی، موجب شد تا تنش‌ها و اختلافات پیروان مکاتب قاسمیه و ناصریه فروکش کند و این روند پس از درگذشت ابن داعی نیز ادامه یافت.