از وحدت اسلامی به وحدت آسیایی: تطوّر اندیشه سیاسی عبدالرشید ابراهیم
نویسندگان
1 تهران
doi
https://doi.org/10.71871/jhcin.2025.1211316چکیده
پژوهش حاضر به چرایی تطور اندیشه سیاسی عبدالرشید ابراهیم (1274-1363/ 1857-1944)، از رویکرد وحدت اسلامی به وحدت آسیایی میپردازد. این مطالعه با استفاده از روش تاریخی و چارچوب نظری تغییر پارادایم، نشان میدهد که تحولات سیاسیِ وقت - به ویژه پیروزی ژاپن بر روسیه، افول تدریجی امپراتوری عثمانی و نهایتا انحلال خلافت و برآمدن جریانی لائیک در ترکیه- در کنار تجربیات میدانی حاصل از سفرهای متعدد، نقش تعیینکنندهای در تطور اندیشه او داشته است. در واقع، تحولات و تجربیات مذکور، به مدد شبکههای فراملی که عبدالرشید با آنها در تعامل بود، به تدریج وی را از تمرکز صرف بر وحدت اسلامی به سمت چارچوبی فراگیرتر یعنی وحدت آسیایی با محوریت ژاپن سوق داد. این پژوهش با استناد به منابع اولیه و همچنین پژوهش های مرتبط، تأکید می کند که گرایش عبدالرشید به وحدت آسیایی نه صرفاً تاکتیکی موقعیتی، بلکه بازتاب بحران گفتمان وحدت اسلامی در مواجهه با نظم جهانی نوین بود و از این منظر باید همکاری او با ژاپن را، افزون بر جنبه های ایدئولوژیک، بیانگر تلاش برای بازسازی هویت جهان اسلام در تقابل با هژمونی غرب، دانست. این مطالعه می تواند علاوه بر پرکردن خلأ پژوهشی درباره تحولات فکری عبدالرشید ابراهیم در زبان فارسی، بینشی نو را درباره نقش تعامل روشنفکران مسلمان با قدرت¬های غیرغربی در بازسازی گفتمان¬های هویتی ارائه دهد.