تجلی تفکیک قوا در تجربۀ مشروطه: مواجهۀ دولت و مجلس در نمونۀ مجلس چهارم شورای ملی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه لرستان
doi
https://doi.org/10.71871/jhcin.2025.1211320چکیده
انقلاب مشروطه زمینۀ یک تحول بنیادی در نظم سیاسی ایران و پیریزی سازوکار جدیدی را فراهم کرد که تفکیک قوا یکی از مؤلفههای اصلی آن بود. محدود شدن قدرت مطلقۀ شاه در چهارچوب قانون اساسی، واگذاری بخشی از اختیارات حاکمیتی وی به نهاد اجرایی دولت و تأسیس مجلس شورای ملی جلوههای اصلی تحقق عینی این تحول بود. با وجود این، دیرینگی فرهنگ سیاسی استبدادمحور و نبود سنت حقوقی ناظر بر تفکیک قوا به معنای آن بود که این تحول در عمل گرفتار مسائل جدی خواهد شد. در پژوهش حاضر با تکیه بر نمونۀ مجلس چهارم شورای ملی میکوشیم تجربۀ تفکیک قوا و مسائل ناظر بر آن را در یک مقطع ویژه از دورۀ مشروطه بررسی کنیم. پرسش محوری پژوهش ناظر بر واکاوی روند تعامل دولت و مجلس به عنوان دو رکن اصلی از نظم سیاسی جدید و سهم نیروها و احزاب سیاسی در جهتیابی این تعامل است. بنابر یافتههای این پژوهش، مجلس چهارم نخستین مجلسی بود که برکنار از بحرانها و تهدیدات داخلی و خارجی فرصت یافت تا حیاتش را کامل به سر آورد، بنابراین میتوانست زمینۀ مساعدتری برای نهادینه شدن اصل تفکیک قوا در آن فراهم باشد. اما عواملی چون نبود بستر حقوقی نهادمند، رقابت نیروهای قدرتطلب و ظهور سردارسپه در میدان سیاست ایران روند این تعامل را از اساس متأثر کرد.