عوامل تضاد میان اسماعیلیان و سلاجقه و نتایج و پیامدهای آن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ،واحد شاهرود دانشگاه آزاد اسلامی ، شاهرود ایران

2 استادیار گروه تاریخ ، واحد شاهرود ، دانشگاه آزاد اسلامی ، شاهرود ، ایران

3 استادیار گروه تاریخ ،واحد شاهرود، دانشگاه ازاد اسلامی ، شاهرود، ایران

doi
چکیده

مخالفین اصلى دولت و اندیشه اسماعیلى، خلافت عباسى و سلطنت سلجوقى و هم پیمانان آن دو بودند.اسماعیلیه نیز در مقابل این مخالفین، بدون واکنش ننشسته و از هر فرصتی برای ضربه زدن به آنان، خصوصاً به دولت سلجوقی که در دسترس اسماعیلیان بودند فروگذار نکردند. نتیجه این تقابل‌ها، مواضع مبتنی بر تضاد میان دولت سلجوقی و اسماعیلیان بوده است. بر این اساس، بررسی زمینه‌های این تضاد دائمی و فراگیر، ضرورتی است انکارناپذیر که روشن کننده بخشی از تاریخ فکری و سیاسی ایران زمین خواهد بود. از این رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی جنش اسماعیلیه و مناسبات و تضادهای آن با دولت سلجوقیان پرداخته و زمینه های مختلف مواضع آنان را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.نتایج این تحقیق بیانگر آن است رابطه دولت بزرگ سنى مذهب سلجوقیان با اسماعیلیان، عموماً براساس نگرش مکتب فقهى عالمان سنت و جماعت شکل مى گرفت.علاوه بر این، نبود راهکاری مسالمت آمیز برای ابراز نارضایتی، یکی از عوامل عمدة به خشونت گراییدن فرقة اسماعیلیة و تضاد آن با دولت سلجوقی بوده که مهمترین نتیجه و پیامد آن، رادیکالیزه شدن فضای سیاسی و توسل اسماعیلیان به ترور بود. نقطة مقابل این وضعیت، نادیده گرفتن فرصت گفتگو، توسل به قوة قهریه برای سرکوب مخالفان و اعمال فشارها، تبعیضها و محدودیتهای اجتماعی، سیاسی، دینی و فرهنگی از سوی سلجوقیان بوده است.