چالشهای روشنفکران ایرانی نسل اول در مواجهه با تمدن جدید: تحلیلی سنخشناختی در چارچوب تاریخ فکری
نویسندگان
doi
https://doi.org/10.71871/jhcin.2025.1219653چکیده
این مقاله با تحلیل محتوای آثار اندیشهگران ایرانی پیشامشروطه، مستشارالدوله، میرزا ملکم خان، آخوندزاده و طالبوف به بررسی الگوهای متفاوت مواجهه روشنفکران ایرانی نسل اول با تمدن جدید میپردازد. پرسش اصلی آن است که چگونه میتوان الگوهای فکری آنان را در مواجهه با مفاهیم نوین غربی دستهبندی کرد؟ بر این مبنا، چهار سطح اصلی در مواجهه آنان با تمدن جدید قابلشناسایی است: اخذ دستاوردهای مادی تمدن غرب، بازتعریف یا انکار مفاهیم معرفتی و غیرمادی، توجه یا بیتوجهی به خطر استعمار، و نقد یا غفلت از مبانی فلسفی مدرنیته. یافتههای پژوهش نشان میدهند که تمامی منورالفکران موردبحث نسبت به اخذ وجوه مادی تمدن جدید اتفاقنظر داشتند، اما نحوه رویارویی آنها با اخذ وجوه معنوی متفاوت بود. درحالیکه مستشارالدوله، ملکم و طالبوف در پی از آنِ خودسازی مفاهیم نوین بودند، آخوندزاده با نفی داشتههای فرهنگ خودی، نظر به تسلیم تمدنی داشت. همچنین درحالیکه مستشارالدوله، طالبوف و آخوندزاده نسبت به خطر استعمار هشدار میدادند، میرزا ملکم خان در برابر این پدیده خاموش بود. نکته قابلتأمل اینکه هیچ یک از منورالفکران مزبور، به نقد ماهوی تمدن جدید و بیان بنمایههای فلسفی آن نپرداختهاند و همین امر شاید مهمترین کاستی منورالفکری ایرانی در دوره پیشامشروطه است، غفلتی که فهم مبانی ساختاری تمدن جدید را برای ایرانیان دشوار کرد و نتوانستند موضعی اصولی در برابر آن اتخاذ کنند.