وضعیت عرفان وتصوف در قرن ششم وهفتم هجری و عاشقانه های عطار با غزلیات مولوی
نویسندگان
1 گروه زبان وادبیات فارسی،واحدمرند،دانشگاه آزاد اسلامی،مرند،ایران(نویسنده مسئول)
2 گروه زبان وادبیات فارسی،واحدمرند،دانشگاه آزاد اسلامی، مرند ،ایران
3 گروه زبان وادبیات فارسی،واحدشبستر،دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر ،ایران
doi
چکیده
عشق و نگاه عاشقانه یکی از اسطوره های کهن شعر فارسی است که بدون شک در تمامی آثار شعرا و حتی عرفا از آغاز تا انجام مشهودو ملموس است. یافتهها. نشان داد که مولانا عاشقی عارف است و عطار عارف عاشق، به عبارتی اینگونه تصور میشود که عطار با عرفان بیکران خویش، به عشق دستیافته و سپس عشقش شعله کشیده است و به همین دلیل است که عرفان او بر عشقش میچربد. اما مولوی عاشقی است که سوختهی عشق است و این عشق است که او را به عرفان می کشد.در نتیجه میتوان گفت که:عشق عطار نسبت به مولوی نرمتر و آرام تر است. بحث و نتیجهگیری. از مقایسه غزلیات عاشقانه عطار و مولوی چنین استنباط میشود، که عطار به وصال معشوق ازلی رسیده است. و فنای فی الله را کاملاً تجربه کرده و به بقا دستیافته است.به این دلیل است که لحن او در این نوع اشعار گرمتر، صمیمیتر؛، واقعیتر جلوه میکند. اما مولوی غرق عشق گرم شمس است. حتی باوجود فراق دردناک دومرحلهای او، بازهم تا آخر عمر رشته ارتباط خویش را نمیتواند قطع کند و آنچنانکه عطار در معشوق فنا میشود، نمیتواند فنا گردد، و به بقا برسد.