جایگاه و چشم انداز تاریخی حقوق زنان در ایران اسلامی با تکیه بر سند 2030 سازمان ملل متحد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل،ایران.
2 استادیارگروه فقه و مبانی حقوق اسلامی ، واحد بابل ، دانشگاه آزاد اسلامی ، بابل ،ایران
3 استادیارگروه فقه و مبانی حقوق اسلامی ، واحد بابل ، دانشگاه آزاد اسلامی ، بابل ،ایران
doi
چکیده
جایگاه حقوق زنان درتاریخ همواره به نوع مناسبات سیاسی،فرهنگی، اجتماعی و به مقتضیات زمان آن عصربستگی داشته است. بررسی های تاریخی نشاندهنده تسلط پایدار مردسالاری بدر جوامع بوده است. مصادیق این موضوع در ایران باستان، ا عراب عصرجاهلی و اروپای قرون وسطا بسیارمشهود است. البته این مصادیق قطعا نشاندهنده همه واقعیت در مورد وضع یت زنان نبوده ودرپارهای منابع ، استثنائاتی نیزبه چشم می خوردامااین موارداستثنایی را نیزنمیتوان نشاندهنده رعایت کامل حقوق زنان درآن اعصاربه شمارآورد. با توجه به تضیع حقوق زنان درتاریخ این موضوع همواره مورد توجه نهادهاوسازمانهای بین المللی بوده که ازآخرین اسناد دراین زمینه سندمشهور2030 می باشد که ضمن اهدافی کشورهای عضورا به سمت رعایت همه جانبه حقوق زنان برای رسیدن به توسعه پایداررهنمون می سازد. در این پژوهش یافته ها بیانگر آن است که پس ازپیروزی انقلاب اسلامی در سال57 درپی تغییرات اساسی درجامعه، تعریف زن وجایگاه اودراجتماع، متحول گردیدوحضورزنان درجامعه برپایه ضوابط اسلامی تعریف شدوتمایزنگذاشتن میان زنان ومردان برای حضوردرجامعه سبب شدزنان ایرانی به صورت گسترده به فعالیتهای اجتماعی روآورند.دستیابی زنان به آموزش، افزایش سریع نسبت زنان باسواد کشور،حضورموفق آنان درعرصههای گوناگون ونهایتااشتغال برابر، تحولی کیفی درحقوق اجتماعی زنان صورت گرفت و بدینسان زنان جامعه جایگاه واقعی خویش را باز یافتند وجامعه ی اسلامی بی نیاز از پذیرش اسنادی که بدون توجه به دین، فرهنگ وآداب ورسوم نگارش یافته اند،شد.دراین پژوهش که توصیفی – تحلیلی ست باروش کتابخانه ای به بررسی جایگاه وچشم اندازتاریخی حقوق زنان با توجه به سندمشهور2030 درکشورایران پرداخته شده است.