نقش ایالات متحده در ناکامی توسعه سیاسی و تکوین استبداد مدرن در عصر محمد رضا شاه
نویسندگان
1 گروه تاریخ واحد بجنورد ، دانشگاه آزاد اسلامی ، بجنورد ، ایران .
2 گروه تاریخ واحد بجنورد ،دانشگاه آزاد اسلامی ، بجنورد ، ایران .
3 گروه تاریخ واحد بجنورد ، دانشگاه آزاد اسلامی ، بجنورد ، ایران
doi
چکیده
با فروپاشی دیکتاتوری رضاشاه و اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، فضای نسبتاً باز سیاسی پدید آمد، احزاب فعال شدند و نشریات گسترش یافتند؛ اما این فرایند به توسعه سیاسی پایدار منتهی نشد و در نهایت تحت تأثیر مداخله بیرونی و نوسازی از بالا، به استبداد مدرن انجامید. این مقاله با تکیه بر تحلیل تاریخی و نظری، نشان میدهد که نوسازی ایران در دوره پهلوی دوم عمدتاً اقتصادی و فنی بود و توجهی به نهادسازی سیاسی، مشارکت، جامعه مدنی و عقلانیت انتقادی نداشت. همزمان، ایالات متحده با ساخت نهادهای امنیتی و نهایتاً مشارکت در کودتای ۲۸ مرداد، نه تنها مانع گذار ایران به توسعه سیاسی شد، بلکه به تثبیت ساختار قدرتی وابسته و ضد مشارکتی کمک کرد. تحلیل تاریخی نشان میدهد که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، وابستگی نظام سیاسی ایران به آمریکا شدت یافت؛ نهادهای نظامی و امنیتی تقویت شدند، استبداد مدرن سیاسی بازتولید گردید و نوسازی بدون مشارکت سیاسی تعمیق یافت. این روندی است که پیامدهای آن تا سال ۱۳۵۷ ادامه یافت و در اثر گسترش شکاف دولت–ملت، سرکوب سیاسی، بحران مشروعیت و تداوم وابستگی ساختاری، به انقلاب اسلامی منجر شد. یافته اصلی مقاله این است که نقش ایالات متحده در ایران را نمیتوان صرفاً در سطح حمایت سیاسی یا اقتصادی دید؛ بلکه مداخله این کشور بخشی از سازوکار تولید و بازتولید استبداد مدرن بود،. بنابراین، شکست توسعه سیاسی ایران نه فقط نتیجه ناتوانی داخلی، بلکه محصول پیوند ساختاری میان منطق نوسازی آمرانه پهلوی و سیاستگذاری مداخلهجویانه آمریکا بود.