تبیین تاثیر پیکربندی فضایی بر اجتماع پذیری قلمروهای ثانویه در مسجد- مدرسه های اصفهان در دوره صفوی
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
2 دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
4 دانشیار، گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
doi
10.71882/jisaud.2024.1119439چکیده
مساله اجتماع پذیری در فضای مسجد-مدرسه ها به منظور افزایش تعاملات و ارتقا علمی طلبه ها در مباحثات علمی مورد اهمیت است. در این پژوهش، اجتماع پذیری در قلمروهای ثانویه مسجد-مدرسه های امام، ملاعبدالله، حکیم، چهارباغ و سرخی در اصفهان مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که اجتماع پذیری فضاها در قلمروهای ثانویه مسجد-مدرسه های اصفهان در دوره صفویه با توجه به پیکره بندی فضایی چگونه است؟ تحقیق، از نوع کاربردی بوده و روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش تفسیری تاریخی بر اساس مطالعه موردی بوده و تحلیل نمونهها استدلال قیاسی (جزء بهکل) می باشد که به روش کمی مورد ارزیابی قرار می گیرد. ارائه نتایج با استفاده از تجزیه تحلیل دادههای آماری مستخرج از نرمافزار «ای گراف» با استفاده از تکنیک «نحو فضا» انجامشده است. با تحلیل کمی نتایج نمودارهای توجیهی و نرمافزار ای گراف، یافته ها استخراج شده و به شکل استدلال منطقی تحلیل شده است. جهت بررسی چگونگی اجتماع پذیری قلمروهای ثانویه در مسجد مدرسه ها از بین مولفه های نحو فضا که شامل عمق نسبی، مرتبه فضایی، ارتباط و هم پیوندی می باشد، هم پیوندی بیشتر، اجتماع پذیری بیشتری در فضا ایجاد کرده و فضاهای دارای عمق بیشتر از ویژگی خلوت برخوردار هستند. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش گویای آن است که در مسجد-مدرسه های مورد مطالعه ، فضای میانسرا (صحن) که به عنوان یک قلمرو ثانویه است، بیشترین میزان اجتماع پذیری را در بین فضاهای دیگر دارد و همچنین نتایج نشان می دهد از میان فضاهای قلمرو ثانویه در مسجد-مدرسه های ذکر شده، میانسرای (صحن) مسجد-مدرسه چهارباغ، دارای بیشترین میزان اجتماع پذیری است. بیشترین مقدار عمق مربوط به فضای حجره ها و پادیاو( وضوخانه) می باشد که دارای خلوت مطلوب است.