تبیین راهبردهای سامان¬دهی اقامتگاه¬های بوم‌گردی در چارچوب معماری بیوفیلیک با رهیافت توسعه اکوتوریسم پایدار (محدوده مطالعه: دماوند)

نویسندگان

1 استادیار گروه معماری ، واحد تهران مرکزی ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران .

2 استاد گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.

doi
10.71882/jisaud.2025.1188125
چکیده

چکیده فارسی با وجود دستورالعمل‌ها و استاندردهای مدون طراحی و مرمت اقامتگاه‌های بوم‌گردی، بسیاری از این اماکن بی‌توجه به اصول فنی و مهندسی احداث و بازسازی شده‌اند و این مسئله به عنوان عاملی جدی در کاهش استقبال گردشگران و افول سطح اکوتوریسم مطرح است. از این‌رو مطالعه حاضر درنظر دارد با ساماندهی وضعیت معماری این فضاها برمبنای رویکرد بیوفیلیک که اهداف و آرمان‌های توسعه پایدار را دنبال می‌کند، به بهبود و توسعه بوم‌گردی در مقاصد مستعد کمک نماید. در راستای نیل به هدف مذکور، از رویکرد روش‌شناسی آمیخته مبتنی بر دو شیوه کیفی (گرندد تئوری) و کمی (آماری) بهره گرفته شد. داده­های موردنیاز با اتکا بر راهبردهای کتابخانه­ای و میدانی و با استفاده از ابزارهای پیمایشی پرسشنامه و مصاحبه حاصل شده­اند. جامعه پاسخ­دهنده به سوالات پرسشنامه را گردشگران بوم­گرد با حجمی معادل 384 نفر و گروه شرکت­کننده در مصاحبه را متخصصان و کارشناسان با تعدادی برابر با 19 نفر تشکیل می­دهند. نتایج آماره تی در نرم­افزار spss ، حکایت از وضعیت مطلوب شاخص­های «تنوع زیستی، تغییرپذیری حواس» در اقامتگاه آرتین، شاخص­های «تغییرپذیری حواس، احساس سرزندگی» در اقامتگاه روژان، و شاخص­های «چشم­انداز، تغییرپذیری حواس، احساس سرزندگی، جاذبه» در اقامتگاه خورشید دارد و باقی شاخص­ها با مقادیر معناداری بیشتر از 05/0 و t منفی نامطلوب ارزیابی شده­اند. همچنین یافته­های آماری بر انطباق نسبی مجموعه­های بوم­گردی با شاخص­های زمینه­ای زیست­بوم دماوند تاکید دارد. نتایج تحلیل کیفی نیز بر یافته­های آماری صحه گذاشته و حاکی از وضعیت نامطلوب اقامتگاه­های بوم­گردی از حیث شاخص­های بیوفیلیک می­باشد. حضور حداقلی شاخص­های بیوفیلیک در اقامتگاه­های مورد مطالعه و عدم انطباق صددرصدی این فضاها با شرایط زمینه­ای زیست­بوم، موجب شده تا این مجموعه­ها نقش موثری در رشد و توسعه اکوتوریسم ایفا نکنند. با عنایت به ‌یافته‌ها، راهبردهایی در راستای ساماندهی چالش‌های کالبدی اقامتگاه‌های موردنظر در چارچوب معماری بیوفیلیک پیشنهاد گردید.