مدل علّی پیش‌بینی راهبردهای یادگیری خود تنظیمی دانشجویان دانشگاه پیام‌نور: نقش باورهای هوشی، خودکارآمدی تحصیلی و اهداف پیشرفت

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 مربی گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط بین متغیرهای باورهای هوشی، خودکارآمدی تحصیلی و اهداف پیشرفت با یکدیگر و نیز نقش آنها بر راهبردهای یادگیری خودتنظیمی(راهبردهای شناختی و فراشناختی) دانشجویان دانشگاه پیام‌نور در قالب مدل علّی و به‌روش تحلیل مسیر می باشد. به‌منظور آزمون فرضیه‌ها، نمونه ای شامل 600 نفر دانشجو از مراکز دانشگاه پیام‌نور کل کشور با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و روش نمونه گیری طبقه ای بطور تصادفی انتخاب و به پرسشنامه خودگزارشی متشکل از خرده مقیاس های باورهای هوشی، اهداف پیشرفت و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی از پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری پاسخ دادند. نتایج حاکی از آن است که مدل علّی مفروض، پس از اصلاح از برازش مناسبی برخوردار بوده و متغیرهای پژوهش در مجموع 34 و 30 درصد از کل واریانس راهبردهای شناختی و فراشناختی را تبیین نمودند. بطور کلی، نتایج نشان داد که باورهای هوشی علاوه بر تأثیر مستقیم، به واسطه اهداف پیشرفت و خودکارآمدی تحصیلی، بر راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دانشجویان تأثیر غیرمستقیم نیز دارند. یافته‌ها نشان داد که باورهای هوشی دانشجویان بخصوص باورهای هوشی افزایشی، می توانند از طریق واسطه گری اهداف پیشرفت و خودکارآمدی تحصیلی بر راهبردهای یادگیری خودتنظیمی فراگیران و نهایتاً عملکرد تحصیلی آنها موثر باشند. لذا، ضروری است که زمینه لازم جهت ارتقاء این باورها از طریق غنی تر کردن محیط زندگی و محیط یادگیری و آموزش فراهم گردد.