نظا مهای سلطانی ب همثابه گامی نو جهت برو نرفت از ب نبست تب یی نهای دوگانه اقتدارگرایی و توتالیتر

نویسندگان
doi
چکیده

بازنگری تاریخ ساختار قدرت در جوامع جهان سوم حتی اگر ب هگونه ای کاملاً سطحی و گذرا صورت گرفته باشد،مبین اصلی بسیار مهم و اساسی و در عین حال تفکر برانگیزی است و آن، برخورداری از تاریخی مدون و بسیارپر قدمت از خودکامگی و استیلای حکومت های استبدادی و یا به عبارت بهتر، نظام های سیاسی شخ صمحور بر اریکه قدرت است. از اینرو شاهد تدوین مد لهایی از جمله، استبداد آسیایی یا شرقی کارل مارکس، سلطنت موروثی شرقی ماکس وبر، استبداد موروثی آسیایی احمد اشرف و بالاخره نظریه نظام های سلطانی خوان لینز و هوشنگ شهابی جهت تب یین این نوع از ساختار قدرت هستیم. از آنجا که نظریه نظام های سلطانی الگویینسبتاً جدید، با شاخصه هایی کمابیش متفاوت از دیگر نظرات بوده و ب هنسبت دیگر نظرات موجود از نقاط قوتبیشتر و در عین حال از ضریب خطای نسبتاً کمتری برخوردار است و تاکنون آنچنان که شایسته است جایگاهخود را در بین مد لهای تب یینک‌ننده ساختارهای غیر دموکراتیک نیافته است، لذا در این مقاله سعی داریم ضمن معرفی توصی فگران اصلی نظریه نظا مهای سلطانی ب هتوصیف و تحلیل این نظریه بپردازیم.