تأملی بر رویکرد انتقادی پست‌مدرنیسم به حقوق بین‌الملل:‏ گذار از تصلب به سیالیت مفاهیم

نویسندگان

1 استاد تمام، گروه دیپلماسی و سازمان‌های بین‌المللی، دانشکدة روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه، تهران، ایران‏

2 کارشناسی ارشد دیپلماسی و سازمان‌های بین‌المللی، تهران، ایران‏

doi
10.22059/jplsq.2023.355226.3268
چکیده

طی سه دهة انتهایی قرن بیستم عرصة علوم اجتماعی شاهد تحولات چشمگیری بوده است. از جملة این تحولات بروز اندیشه‌ای انتقادی با عنوان پست‌مدرنیسم است. جریان انتقادی پست‌مدرنیسم در حقوق بین‌الملل به دنبال یافتن وجوه افتراق و تعارضات در روند گفتمان‌های حقوقی بین‌الملل با نگاهی به ارزش‌های مغلوبان در این وادی است. حقوق بین‌الملل از این منظر به لحاظ اعتبار قواعد حقوقی و عملکردی در نوعی از بحران قرار دارد. انتقادات پست‌مدرنیستی به حقوق بین‌الملل در این پژوهش از سه طریق انتقاد از ساختار خردگرایانة اندیشة لیبرال، انتقاد از معرفت‌شناسی مدرنیسم و انتقاد از پوزیتیویسم حقوقی به‌واسطة ساختارشکنی پست‌مدرنیسم صورت می‌گیرد. نویسندگان این پژوهش بر آن‌اند که بروز سیالیت در حقوق بین‌الملل از منظر انتقادات پست‌مدرنیستی پیامد یک روند اجتماعی است. این مفهوم از طریق بررسی مؤلفه‌های مورد بحث از پست‌مدرنیسم شامل تکثرگرایی، نسبی‌گرایی، عدم قطعیت و ضد مبناگرایی مورد بحث قرار گرفته است. در نتیجه از دریچة پست‌مدرنیسم، رد کلان روایت‌ها، آیندة نامنسجمی را مقابل حقوق بین‌الملل و متفکران آن قرار می‌دهد که مشخصة آن سیالیت در مبانی حقوق بین‌الملل خواهد بود. مسئلة اصلی بررسی این فرضیه‌ها تبیین تأثیر مضامین پست‌مدرن و مفاهیم حاصل از این تأثیر در حقوق بین‌الملل است که این موضوع از طریق روش گفتمانیِ مواجهه با این مفاهیم موردنظر قرار می‌گیرد.