روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و هند از منظر سازهانگاران؛ فرصتها و چالشها
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
2
3
doi
10.22034/sej.2023.1991066.1552چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و هند از منظر سازهانگاران بود. روش پژوهش توصیفی- تبیینی بوده و درصدد پاسخ به این سوالات است که کارگزاران سیاست خارجی ایران و هند چه درکی از یکدیگر دارند؟ و فرصتها و چالشهای این رابطه چیست؟ پژوهش بر این فرضیۀ استوار است که ساختار هویتی برگرفته از انقلاب اسلامی ایران که در حوزه سیاست خارجی به نظم ساختاری- کارگزاری نیز تعمیم یافته، در تعارض با نئولیبرالیزم گزینش شده توسط سیاستگذاران خارجی هند و حزب حاکم میباشد. لذا این تفاوت در مبانی هویتی و رابطه ساختاری- کارگزاری در نظام داخلی و بینالمللی باعث ایجاد چالشها و فرصتهایی برای هر دو کشور شده است. نتیجه اینکه، پس از انقلاب اسلامی و خروج ایران از پیمان سنتو و همپیمانی با غرب، و پیوستن به جنبش عدم تعهد که هند از بنیانگذاران آن بود، امیدواری زیادی به بهبود روابط با هند بهدلیل اشتراکات هویتی ناشی از سیاست خارجی مسالمتجو و صلحگرایی (نهروئیزم) که مبتنی بر عدم وابستگی به قدرتهای بزرگ و همراهی با کشورهای ضعیف بود، در جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد. اما پس از پایان جنگ سرد و شیفت پارادایم سیاست خارجی هند از آرمانگرائی نهروئیستی به واقعگرائی، تغییر در مبانی هنجاری - هویتی، و به حاشیه رفتن حزب کنگره ملی، پیروزی حزب بهاراتیا جاناتا « BJP»، و نزدیکی به غرب، روابط به سردی گرایید. لذا بهنظر میرسد که سیاستگذاران خارجی ایران و هند نتوانند منابع هویتی بیناذهنی و ارزشها و هنجارهای مشترکی برای توسعه روابط در سطح راهبردی و استراتژیک بیابند، که این مهم میتواند از چالشهای روابط دو کشور باشد.