اثربخشی آموزش مبتنی بر بازتوانی شناختی در بهبود حافظه دیداری و شنیداری کودکان با اختلالات یادگیری همراه با بیشفعالی و اختلالات یادگیری بدون بیشفعالی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی
2 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی
3 استاد گروه علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تبریز
doi
چکیده
تحقیقات در حیطه ی کودکان دارای ناتوانیهای یادگیری نشان می دهد که این کودکان اغلب دارای اختلالاتی در زمینه ادارک، زبان، پردازش واجی و مشکلات حرکتی و حافظه هستند. مشکلات حافظه بسیاری از این کودکان با فرآیندهای دیداری و شنیداری آنها پیوند دارد. اختلالات حافظه در این کودکان ممکن است باعث نقص در سایر حوزههای شناختی نیز شود. به همین دلیل اثر بخشی در این حوزه از اهمیت خاصی برخوردار است. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر بازتوانی شناختی در بهبود حافظه دیداری و شنیداری کودکان با اختلالات یادگیری همراه و بدون اختلال نقص توجه - بیشفعالیمیباشد. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه CSI-4 و نرمافزار درمانی N-back بود. بدین منظور 26 نفر از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری (10 نفر مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی و 16 نفر بدون اختلال نقص توجه- بیشفعالی) انتخاب و تحت بازتوانی از طریق نرمافزار N-back (21 جلسه نیم ساعته) قرار گرفتند. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری(MANCOVA) تحلیل شد. یافتهها نشان داد که روش بازتوانی شناختی برای گروههای فوقالذکر مؤثر بوده و تفاوت اثربخشی برای حافظه شنیداری در دو گروه معنیدار بود. میزان بهبودی در حافظه شنیداری کودکان مبتلا به اختلال یادگیری همراه با بیشفعالی در مقایسه با گروه مبتلا به اختلال یادگیری بدون بیشفعالی بیشتر بوده است.