مقایسه نسبت گفتمان سیاست خارجی دولت احمدینژاد و روحانی با ایدئولوژی انقلاب اسلامی
نویسندگان
1
2 دانشگاه شاهد
3
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه نسبت گفتمان سیاست خارجی دولت محمود احمدینژاد (1392-1384) و حسن روحانی (1400-1392) و نسبت آنها با ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران بوده است پرسش اصلی پژوهش این است که چه نسبتی میان گفتمان سیاست خارجی دولت محمود احمدینژاد و حسن روحانی با ایدئولوژی انقلاب اسلامی برقرار است؟ پژوهش با بهرهگیری از نظریه و روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه انجام شده است و یافتههای تحقیق نشان میدهد که دولت اصولگرای احمدینژاد در گفتمان سیاست خارجی، به دلیل تفسیری رادیکال از ایدئولوژی انقلاب اسلامی، به شدت متأثر از این ایدئولوژی بود. گفتمان سیاست خارجی دولت اصولگرای نهم و دهم که براساس دال مرکزی عدالتطلبی و دالهای شناوری مانند مبارزه با نظام سلطه، مشروعیتزدایی از رژیم صهیونیستی، مقابله با هژمونی آمریکا، انتقاد از کارکرد نهادهای بینالمللی، به ویژه سازمان ملل متحد، سیاست شرقگرایی و بازنگری و اتخاذ سیاست تهاجمی در پرونده هستهای، شکل گرفته بود، درصدد غیریتسازی با غرب و گفتمانهای رقیب (اصلاحطلبی و میانهروی) در داخل و بهرهگیری از مکانیسمهای برجستهسازی و به حاشیهرانی برای هژمونیک کردن گفتمانش بود. اما گفتمان سیاست خارجی دولت روحانی براساس دال مرکزی اعتدال و توازن بنا شده بود و این گفتمان، با قرائتی منعطف از ایدئولوژی انقلاب اسلامی، دالها و دقائقی مانند تنشزدایی، موازنه میان شرق و غرب، موازنه میان واقعگرایی و آرمانگرایی، رابطه براساس احترام متقابل، احترام به قوانین و نهادهای بینالمللی و امنیتزدایی از مسأله هستهای و توافق برجام، در حوزه گفتمانگونگی را تثبیت کرد. بنابراین، گفتمان و هویت سیاست خارجی دولت روحانی که در غیریتسازی با گفتمان دولت اصولگرای عدالتمحور احمدینژاد شکل گرفته بود، متأثر از آن بخش از ایدئولوژی انقلاب اسلامی بود که ضمن نفی سلطهجویی و سلطهپذیری، خواستار پایبندی به قوانین بینالمللی، همزیستی مسالمتآمیز و رعایت اصل عزت، حکمت و مصلحت نیز بود. ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران، بر هر دو گفتمان سیاست خارجی دولت احمدینژاد و روحانی تأثیرگذار بوده و هر دو گفتمان عناصری از این ایدئولوژی را در حوزه گفتمانگونگی جذب کردند، گرچه نتایج سیاست خارجی گفتمان این دو دولت متفاوت و بلکه کاملاً متضاد بود، اما این تفاوت و تضاد، منبعث از تفسیرها و قرائتهایی بود که دولت احمدینژاد و روحانی از ایدئولوژی انقلاب اسلامی داشتند و برای سیاست خارجی این دولتها، حامل هویت و دستاوردهایی نو بود.