ارائه الگویی برای سنجش کیفیت آموزشی در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه شهرستان اندیمشک
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
doi
10.30495/jinev.2021.680687چکیده
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای سنجش کیفیت آموزشی مدارس ابتدایی بود. روش پژوهش حاضر، تلفیقی(کیفی و کمی) و از نظر هدف نیز پژوهشی کاربردی بود. جامعۀ بخش کیفی، خبرگان و آموزگاران شهرستان اندیمشک در سال 1399-1398 بودند که با روش نمونهگیری هدفمند، 18 نفر از آنان انتخاب شدند و مورد مصاحبههای نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. متون مصاحبهها تحلیل و تمام دادهها کدگذاری شدند و برای اعتبار آنها از دیدگاه مشارکت کنندگان و خبرگان استفاده شد و برای پایایی نیز کدگذاری مجدد صورت گرفت که ضریب توافق 89/0 به دست آمد. در بخش کمی نیز جامعه آماری آموزگاران 1103 بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 250 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بر اساس یافتههای کیفی بود که اعتبار آن با روایی صوری و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ 88/0 به دست آمد. یافتهها نشان داد 2 بعد(عوامل درون و برون سازمانی) و 11 مؤلفه (اهداف و رسالتهای آموزش ابتدایی، مدیریت و رهبری، معلمان، دانشآموزان، فضای آموزشی، محتوای آموزشی، فرایندهای یادگیری و یادهی، زیرساختهای آموزشی، خانواده، فرهنگ، اجتماع و سیاست) در طراحی الگوی کیفیت آموزشی از دید خبرگان وجود دارد. نتایج معادلات ساختاری با نرمافزار Pls Smart نیز نشان داد مؤلفههای شناسایی شده میتوانند 83/0 متغیر کیفیت آموزشی را پیشبینی کنند (83/0=R2). در نهایت برازش مدل ساختاری پژوهش نیز مورد تایید واقع شد(52/0=GOF). نتایج نشان داد مدل ارائه شده با مؤلفهها و شاخصهای آن میتوانند پیشبینی کننده مناسبی برای کیفیت آموزشی باشند؛ بنابراین نتایج این پژوهش قابل تأمل برای دست اندرکاران امر آموزش است.