مقایسه جنسیتی تعاملات و سبک زندگی دیجیتالی در کاربران اینستاگرامی ایران با رویکرد مدیریت سلامت

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران

2 گروه جامعه شناسی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران

3 گروه جامعه شناسی، واحد آشتیان، دانشگاه آزاد اسلامي، آشتیان، ايران

doi
https://doi.org/10.82411/jhm.2026.1228329
چکیده

مقدمه : پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت‌های جنسیتی در تعاملات و سبک زندگی دیجیتالی کاربران اینستاگرام ایران و تحلیل پیامدهای آن بر اساس مدیریت سلامت و سیاستگذاری سلامت دیجیتال انجام شد. با توجه به نقش شبکه‌های اجتماعی تصویری در بازنمایی سبک زندگی، بدن، پوشش و فعالیت‌های فراغتی، این مطالعه تلاش دارد تأثیر این بازنمایی‌ها بر سلامت روان، اجتماعی و فردی را تبیین کند. روش کار : روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر جمع‌آوری داده‌های صفحات اینستاگرامی ۳۰۰ کاربر ایرانی بود. داده‌ها شامل تعداد پست‌ها، لایک‌ها، کامنت‌ها، فالوورها، سبک آرایش و پوشش کاربران و نوع تعاملات مثبت و منفی بود که با استفاده از آزمون‌های آماری χ² و کروسکال–والیس تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که سبک زندگی دیجیتال کاربران به‌شدت جنسیت‌مند است. زنان سبک آرایش و پوشش کنترل‌شده‌تر و روزمره‌تر را بازنمایی می‌کنند، در حالی که مردان تمرکز بیشتری بر پوشش و فعالیت‌های فراغتی دارند. تعاملات منفی و خشونت کلامی آنلاین عمدتاً متوجه زنان است، در حالی که تعاملات مثبت بین جنسیت‌ها تقریباً برابر است. همچنین سرمایه اجتماعی دیجیتال و میزان بازخوردها (لایک و کامنت) در کاربران مرد بالاتر است و کاهش حضور و تولید محتوا در زنان، نشانه‌ای از خودسانسوری یا فشار شبکه‌ای تلقی می‌شود. از منظر مدیریت سلامت، این الگوها نشان می‌دهد که اینستاگرام به یکی از عرصه‌های غیررسمی تنظیم، بازتولید و نابرابرشدن سلامت روان و اجتماعی کاربران تبدیل شده است. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که بازنمایی‌های سبک زندگی دیجیتال، الگوهای تعاملی و توزیع سرمایه اجتماعی دیجیتال، پیامدهای مستقیمی برای سلامت روان، اجتماعی و فردی دارند. بر این اساس، مداخلات سیاستگذاری سلامت دیجیتال باید جنسیت‌حساس، مبتنی بر ارتقای سواد رسانه‌ای و توجه به منطق الگوریتمی شبکه‌ها طراحی شوند. این مطالعه تأکید می‌کند که مدیریت سلامت در فضای مجازی بدون درک تفاوت‌های جنسیتی و سازوکارهای بازنمایی نمادین، اثربخشی محدودی خواهد داشت.