بررسی مدل های قطر و ارتفاع در مراحل تحولی مختلف جنگل های مدیریت نشده راش (مطالعه موردی: جنگل آموزشی و پژوهشی خیرود)

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران* (مسوول مکاتبات)

2 استاد گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران

3 استاد گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران

4 استاد گروه مهندسی آبیاری و آبادانی، دانشکده مهندسی و فناوری کشاورزی، دانشگاه تهران

5 دانشیار گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران

doi
10.22034/jest.2020.11182
چکیده

زمینه و هدف: اندازه گیری ارتفاع تمامی درختان یک جنگل یا توده جنگلی تقریباً غیر عملی می باشد. به همین دلیل امروزه محققین مختلف ترجیح می دهند ارتفاع درختان را از رابطه ی بین قطر برابر سینه و ارتفاع درختان برآورد کنند. روش بررسی: در این مطالعه به منظور برازش مدل های مختلف آماری در طی مراحل مختلف تحولی جنگل، پس از انجام جنگل گردشی سه قطعه نمونه یک هکتاری واقع در مراحل تحولی مختلف (اولیه، بلوغ و پوسیدگی) در راشستان های مدیریت نشده جنگل خیرود دانش کده منابع طبیعی دانشگاه تهران انتخاب شدند. سپس قطر برابر سینه و ارتفاع 251 اصله درخت (در مراحل تحولی مختلف) به طور تصادفی اندازه گیری و از 80 درصد درختان به منظور مدل سازی و از 20 درصد باقی مانده به منظور اعتبار سنجی 22 مدل رگرسیونی استفاده شد. در این تحقیق، به منظور تعیین مناسب ترین مدل برای هر یک از مراحل تحولی، از معیارهای R2، E، MBE و NMPE استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از این بررسی نشان دهنده ی مناسب بودن مدل های تابع نسبی و ویبول در مرحله اولیه، نمایی اصلاح شده در مرحله بلوغ و گومپرتز و ریچارد در مرحله پوسیدگی می باشد. بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق می توان بیان نمود که مدل های رگرسیونی مختلف دارای قابلیت یکسانی در برازش داده های قطر برابر سینه و ارتفاع توده های مختلف نمی باشند و نمی توان از یک مدل یکسان جهت برازش داده های قطر و ارتفاع توده های واقع در مراحل تحولی مختلف استفاده کرد.