تحلیل فقهی حقوقی کارکرد شوراهای اسلامی شهر در زمینه شهروندمداری پس از انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
2 دانشگاه
3 استادیار گروه حقوق بینالملل، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران
doi
چکیده
بحث شوراها از پیشینه¬ای فراتر از دوران قبل و پس از انقلاب اسلامی برخوردار است و از مقولات نوپدید دوران معاصر نیست، بلکه پدیده شوراها در آیین و شریعت اسلام از سابقه¬ای حدود 1400 ساله برخوردار است و شارع مقدس اسلام در قرآن کریم بر آن تاکید و تصریح نموده است که در برخی آیات به صراحت و روشنی از آن یاد شده است. لذا اهمیت نقش آفرینی نهاد شورا در تصمیمات مرتبط با منافع عمومی، این امر را ضروری می¬سازد که جایگاه و عملکرد چنین نهادی در فرایند اتخاذ تصمیم در یک نظام سیاسی و اجتماعی مشخص گردد. از آن جا که شورا در هر دو خاستگاه فقه و حقوق دارای مبانی و ادله مخصوص به خود است، این جستار در پی این است که نقش و عملکرد شوراهای اسلامی شهر را در مدیریت عمومی، از نگاه فقهی و حقوقی تحلیل و بررسی کند. هدف نهایی این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که شوراهای اسلامی شهر در زمینه شهروندمداری و اتخاذ تصمیمات مرتبط با منافع عمومی، پس از انقلاب اسلامی دارای چه کارکردی بوده¬اند؟ این پژوهش با بهره¬گیری از مطالعات کتابخانه¬ای، با ماهیت توصیفی در پی اثبات فرضیه¬های خویش است و به نظر می¬رسد با توجه به اینکه شوراهای اسلامی شهر به عنوان نهاد منتخب مردمی در ارتباط با دیگر نهادها و ارگان¬های رسمی و دولتی و با توجه به امکانات قانونی می¬تواند نقش مهمی در حفظ و اعتلای حقوق شهروندی داشته باشد. ولی نارسایی¬های قانونی و اجرایی موجب گردیده که این مهم به گونه¬ای مطلوب به اجرا درنیاید. این یکی از مشکلات و نقایص مربوط به ماهیت و نقش دموکراسی¬های غیر مستقیم امروزی در اداره امور نیز می¬باشد که باید با تدبیر و تدبر به رفع آنها پرداخت تا مدیریت شورایی که ریشه در تعالیم دینی ما دارد به تدریج اجرایی شود.