مقایسه اثر بخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور بر کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده مادران دانشآموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی تربیتی، واحد تبریز، دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 استادیار، گروه روانشناسی بالینی، دانشگده پزشکی، علوم پزشکی تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 استادیار روانشناسی گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانیوتربیتی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
doi
10.30495/jinev.2023.1975835.2814چکیده
هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان تفاوت اثر بخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی – مذهبی اسلام محور بر کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده مادران دانشآموزان کم توان ذهنی آموزشپذیر بود. جامعه آماری کلیه مادران دانشآموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بودند که کودکانشان در سال تحصیلی 1400-1399 در مدارس ابتدایی استثنایی شهر تبریز مشغول تحصیل بودند. در فرآیند نمونه گیری، 48 نفر نمونه در 3 گروه آزمایش با1 گروه کنترل (12 نفر در هر گروه) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به روش جایگزینی تصادفی در گروه ها قرار داده شدند. به منظور گردآوری دادهها، از مقیاس کیفیت رابطه ادراک شده فلچر (2002) استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، گشتالت و رویکرد معنوی – مذهبی اسلام محور بر کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده مادران دانشآموزان کم توان ذهنی آموزشپذیر اثربخش است. بر اساس یافتهها و در تحلیل اختصاصی تر مداخلات، بین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور بر کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده مادران دانشآموزان کم توان ذهنی آموزشپذیر تفاوت معنیدار مشاهده شد؛ به طوری که در مقایسه، بیشترین تاثیر مربوط به مداخله ذهن آگاهی، سپس گشتالت و رویکرد معنوی – مذهبی بود. براساس نتایج بدست آمده، آموزشهای گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور میتوانند به عنوان مداخلات تکمیلی جهت کاهش و بهبود کیفیت رابطه زناشویی مادران دانشآموزان کم توان ذهنی به کار روند.