تبیین مدل ساختاری بهبود خلاقیت فردی از طریق تعارض و یکپارچگی (مطالعه موردی: کارکنان آموزش‌وپرورش استان کهگیلویه و بویراحمد)

doi
چکیده

توانایی خلاقیت یک فرد تابعی از توانایی فکری، دانش، سبک تفکر، شخصیت، انگیزش و محیط زندگی آن فرد بوده و می تواند از راههای متعارف و یا غیر متعارف حاصل شود. لذا تحقیق حاضر با هدف آزمون مدل ساختاری بهبود خلاقیت فردی از طریق تعارض و یکپارچگی در آموزش و پرورش استان کهکیلویه و بویر احمد انجام گرفت.روش تحقیق توصیفی- پیمایشی بوده و نمونه آماری این تحقیق را 200 نفر از مدیران و کارشناسان سازمان آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویراحمد تشکیل داده اند . به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه های خلاقیت فردی ، تعارض و یکپارچگی که تماما مستخرج از تحقیق کیفی محققین بر اساس مصاحبه و اسنادکاوی بوده است استفاده شد..جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS24 و LISREL8 استفاده گردید. یافته‌ها نشان دادند عوامل علی، عوامل زمینه‌ای، عوامل مداخله‌گر، عوامل محوری، عوامل راهبردی و پیامدی مدل حضور معناداری در مدل داشته و همچنین میزان تاثیر عوامل تعارض و یکپارچگی بر مدل بهبود خلاقیت فردی به ترتیب 59- و 63 درصد محاسبه گردید .و لذا می‌توان بیان نمود که در آموزش و پرورش استان کهگیلویه و بویر احمد، تمامی عوامل تعارض و یکپارچگی مدل ، در بهبود خلاقیت فردی موثر می باشند.