بررسی جایگاه اصل الزام و التزام به عقد از منظر فقه اسلامی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا، گروه حقوق خصوصی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

2 استادیار، گروه حقوق خصوصی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران. (نویسنده مسئول)

doi
چکیده

در تعامل حقوقي انسان‏ها با يكديگر و بـراسـاس ارادة آنـان، قـانون حـاكم بـر آن تعامل، يعني قرارداد، شكل مي‏گيرد و افراد خود را وفادار و ملزم به اين قانون مي‏دانند و عهد شكستن را مذموم و عهدشكنان را سـزاوار پرداخـت خـسارت مـي‎شـمارند. در الزام و التزام به عقد در قالب ارادة فردي، بايـد بـه نقـش ارادة جمعي انسان‎ها كه در پي جذب مصالح و منافع عمومي تجلي مي‏نمايد، توجه كرد. این تحقیق با هدف بررسی جایگاه اصل‏الزام و التزام به عقد از منظر فقه اسلامی می¬پردازد. بر اساس تفسیر ماده 219 قانون مدنی، قانون‌گذار اصل لازم الاتباع بودن یک قرارداد را شامل کلیه عقود می‏داند زیرا عقد جایز در درون خود واجد تعهداتی است که این تعهدات نیز موجد التزام متعهد هستند. یافته‎های تحقیق نشان می‏دهد این تفسیر مخالفین سرسختی نیز در فقه اسلامی به ‌عنوان یکی از منابع قانونی دارد به موجب این اصل، طرفین قرارداد ملزم به ایفاء تعهدات ناشی از آن بوده و نمی‏توانند از اجرای مفاد قرارداد امتناع نمایند، زیرا استواری در عهد و پیمان لازمه داد و ستد است و نيازهـاي اقتـصادي و حقـوق قراردادهـا در زمان‎ها و اماکن مختلف، متفاوت است. بنابر¬این فرآيندي طولاني بايد طي شود تا تعهد اجـرا گـردد و اصل سرعت در معاملات تجاري كه از اصول اساسي آن است، با اين امر سازگاري ندارد.