تنوع زیستی سه جدایه ایرانی ریزجلبک Dunaliella و پتانسیل بالقوه آن‌ها برای کاربردهای بیوتکنولوژیکی

نویسندگان

1 استادیار، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 دانشیار، پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی شمالغرب و غرب، پژوهشگاه بیوتکنولوژی کشاورزی ایران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی. * (مسوول مکاتبات)

doi
10.22034/jest.2018.18254.2716
چکیده

زمینه و هدف: کشور ایران زیستگاه‌های متنوعی برای ریزجلبک شورزی Dunaliella در دریاچه‌ها و تالاب های شور خود دارد. تا کنون مطالعات محدودی در زمینه رفتار فیزیولوژیکی جدایه های بومی ایران از جنس Dunaliella، در شرایط متفاوت محیطی از جمله شدت نور و غلظت نمک صورت گرفته است، روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت آزمایش فاکتوریل سه عاملی با دو سطح نور (25 و 500 میکرومول فوتون بر متر مربع بر ثانیه)، سه سطح شوری (2، 3 و 4 مولار نمک NaCl)و چهار جدایه (SH1، M1، G28 و CCAP19/18) در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. جدایه‌های مورد آزمایش از بندر شرفخانه دریاچه ارومیه (SH1)، مهارلو (M1) و تالاب گاوخونی (G28) انتخاب شدند. جدایه غیر بومی و استاندارد CCAP19/18 به منظور مقایسه رفتار جدایه‌های بومی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که رفتار فیزیولوژیک ریزجلبک نه تنها به عوامل محیطی، بلکه به ویژگی‌های ژنتیکی و پتانسیل‌های متابولیسمی ریزجلبک مذکور مرتبط می‌باشد. جدایه شرفخانه در نور 25 میکرومول فوتون برمربع بر ثانیه و شوری 3 مولار بیش ترین تعداد سلول در واحد حجم و محتوی کلروفیل کل در هر سلول را نشان داد. در حالی که بالاترین محتوی کاروتنویید در جدایه مهارلو در محیطی با شوری 3 مولار نمک و تحت نور 25 میکرومول فوتون بر متر مربع بر ثانیه اندازه‌گیری شد. بحث و نتیجه گیری: با بررسی نتایج می‌توان پیشنهاد کردکه الف) جدایه ارومیه (SH1) استعداد رشد و تکثیر بالایی داشته و برای تولید زیست توده بالا مناسب است ب) جدایه‌های‌ دریاچه‌های ارومیه (SH1) و مهارلو (M1) برای استحصال کلروفیل و کاروتنویید مناسب ترند. ج) استفاده از جدایه مهارلو (M1) در مطالعات فتوسنتزی منطقی به‌نظر می‌رسد.

کلیدواژه‌ها