نقش یادگیری خودتنظیمی، رابطه معلم-دانش‌آموز و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش‌بینی اشتیاق تحصیلی دانش‌آموزان

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، موسسه آموزش عالی حکمت رضوی، مشهد، ایران.

2 استادیار، گروه روانشناسی، موسسه آموزش عالی حکمت رضوی، مشهد، ایران.

doi
10.71767/jinev.2024.4023022
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش یادگیری خودتنظیمی، رابطه معلم-دانش‌آموز و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش­بینی اشتیاق تحصیلی دانش‌آموزان متوسطه اول شهرستان سبزوار انجام شد. روش مورد استفاده در پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر متوسطه شهرستان سبزوار در سال تحصیلی 1401-1402 بودند که تعداد 351 دانش‌آموز با شیوه نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر برای اندازه­گیری متغیرها شامل پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، پرسشنامه یادگیری خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995)، پرسشنامه رابطه معلم- دانش‌آموز (فرم تجدیدنظر شده) مورای و زوواک  (۲۰۱۱) و پرسشنامه کیفیت زندگی در مدرسه آینلی و بورک (1992) بود. جهت تحلیل داده­ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که یادگیری خودتنظیمی، رابطه معلم-دانش‌آموز و کیفیت زندگی در مدرسه ارتباط مثبت و معناداری با اشتیاق تحصیلی دانش‌آموزان دارند (001/0P<) و پیش­بینی‌کننده اشتیاق تحصیلی می­باشند. در گام اول یادگیری خودتنظیمی به تنهایی %46 اشتیاق تحصیلی را پیش­بینی می­کرد، در گام دوم یادگیری خودتنظیم و کیفیت زندگی در مدرسه روی هم 50% را پیش­بینی می­کردند و در گام سوم یادگیری خودتنظیمی، کیفیت زندگی در مدرسه و رابطه معلم-دانش‌آموز روی هم 52% اشتیاق تحصیلی را پیش­بینی می­کردند. نتایج نشان‌دهنده این است که با افزایش یادگیری خودتنظیمی، رابطه معلم-دانش‌آموز و کیفیت زندگی در مدرسه، اشتیاق تحصیلی دانش‌آموزان بهبود می‌یابد.