ارزشيابي جامع برنامه پژوهشسراي دانشآموزي در ايران
doi
10.71767/jinev.2024.1204731چکیده
اين مقاله از يك طرح پژوهشي كه هدف آن ارزشيابي برنامه پژوهشسراهاي دانشآموزي بود، استخراج شده است. براي انجام آن پژوهش از مصاحبه حضوري با صاحبنظران و كارشناسان آگاه و چهار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. با تعداد 47 نفر كه بهصورت هدفمند از ميان كارشناسان مرتبط با موضوع انتخاب شده بودند، مصاحبه شد؛ 32 پژوهشسرا در 5 استان منتخب مورد مشاهده قرار گرفتند. از مجريان برنامه پژوهشسراها نمونهگيري و دادههاي ناظر بر نگرش و واكنش آنها نسبت به جنبههاي مختلف برنامه پژوهشسراي دانشآموزي با استفاده از چهار پرسشنامه محقق ساخته جمعآوري شد. در مجموع، تعداد 434 نفر به پرسشنامهها پاسخ دادند. محورهاي مصاحبه و سئوالهاي بازپاسخ به اهداف، بافت، تمهيد مقدمات، درونداد، فرايند و برونداد برنامه معطوف بود. محتواي مصاحبهها با استفاده از روشهاي ناظر بر مطالعات كيفي استخراج، طبقهبندي و تلخيص شد. پاسخ گروههاي مورد مطالعه به پرسشنامهها، تحليل و به صورت درصد فراواني گزارش شد. یافتههای پژوهش نشان ميدهد كه بافت حاکم برجامعه(مدرکگرایی، آزمونمحوری سنتّی و کافی نبودن زمان برای آموزش و یادگیری فعال) برای اجرای برنامه پژوهشسرا مساعد نیست. نبود فهم مشترک از اهداف، منابع، گروه هدف، فرایند و نتیجه برنامههای پژوهشسرا در میان همه گروههای ذینفع مشهود است. برخلاف هدف سیاستگذار، اغلب پژوهشسراهای دانشآموزی بدون رعایت ضوابط و تمهید مقدمات تشکیل شدهاند. 66 درصد کارشناسان و مدیران پژوهشسرا معتقدند در مقابل اجرای برنامههای پژوهشسرا موانع جدّی وجود دارد. از پاسخهای انشایی مدیران پژوهشسرا میتوان دریافت که واکنش اغلب آنان نسبت به برنامه پژوهشسراها منفی است. موفقیت تعداد معدودی از دانشآموزان داوطلب در مسابقات علمی، به عنوان دستاورد پژوهشسراهای دانشآموزی، مستند شده است. امّا، تبدیل پژوهشسرا به«مسابقهسرا» نوعی انحراف از هدف اصلی سیاستگذار است.