تحلیل راهبردهای بیابانزدایی منتج از مدلهای تصمیمگیری با استفاده از توابع انتخاب اجتماعی، (مطالعه موردی: منطقه خضر آباد یزد)
نویسندگان
1 دانشیارگروه بیابانزدایی، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیارگروه محیط زیست، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی ، تاکستان، ایران* (مسئول مکاتبات)
doi
10.22034/jest.2019.29505.3807چکیده
زمینه و هدف: به منظور ارزیابی و ارایه راهبردهای بهینه بیابانزدایی با در نظر گرفتن مجموع معیارهای موثر از مدلهای مختلف تصمیمگیری استفاده میشود که گاهاً نتایج اولویتبندی این مدلها با هم همخوانی ندارد. این مسأله بستگی به ماهیت مدل، معیارهای در نظر گرفته شده و چگونگی وزندهی معیارها توسط متخصصان به صورت گروهی دارد. لذا لازم است توابعی ارایه شود که از میان راهبردهای ارایه شده در هر منطقه توسط مدلهای مختلف، ارجحیت راهبردها به صورت گروهی و نهایی ارایه شود.روش بررسی: در این مقاله سعی شد این مهم توسط توابع انتخاب اجتماعی به انجام رسد. توابع انتخاب اجتماعی یک روش دسترسی به یک توافق جمعی به منظور برطرف کردن پارادوکس رایگیری و ناسازگاری اولویتبندی از یک مجموعه گزینههای مفروض میباشد، بنابراین به منظور انتخاب نهایی در چارچوب توابع انتخاب اجتماعی از سه تابع نانسون، کیمنی و کوپلند استفاده شد. و راهبردهای بیابانزدایی در منطقه خضرآباد یزد مورد تحلیل قرار گرفت.یافتهها: بر مبنای نتایج حاصل شده، از دیدگاه هر سه روش تعیین الویت نهایی، راهبردهای جلوگیری از تبدیل و تغییر نامناسب کاربری اراضی (18A)، توسعه و احیاء پوشش گیاهی (23A) و تعدیل در برداشت از منابع آب زیرزمینی (31A) ، به ترتیب به عنوان مهمترین راهبردهای بیابانزدایی در منطقه تشخیص داده شدند.بحث و نتیجهگیری: نتایج حاصله از ارزیابی راهبردها نشان داد رتبهبندیهای بهدست آمده تا حدودی با هم اختلاف دارند که این امر عمدتاً به ساختار روشها برمیگردد. نتایج این پژوهش به مدیران مناطق بیابانی این امکان را میدهد که امکانات و سرمایههای محدود اختصاص یافته به منظور کنترل روند بیابانزایی را به شیوههای صحیح و کارآمد به کاربندند تا ضمن دستیابی به نتایج بهتر، از هدر رفتن سرمایههای ملی جلوگیری کنند. بنابراین پیشنهاد شد که در طرحهای کنترل و کاهش اثرات بیابانزایی و احیاء اراضی تخریب یافته، نتایج و رتبهبندی به دست آمده مورد توجه قرار گیرد.